دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٣٤٢ - شيرينعلى گلمرادى
شيرينعلى گلمرادى
شيرينعلى گلمرادى فرزند اسماعيل در سال ١٣١٧ ه. ش، در شهر خلخال ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايى و متوسطه را تا سال دوم دبيرستان در زادگاهش به انجام رسانيد، از آن پس به استخدام ژاندارمرى درآمد و تا سال ١٣٦١ به خدمت اشتغال داشت و سرانجام بازنشسته گرديد.
گلمرادى از آغاز جوانى به شعر و شاعرى پرداخت و از سال ١٣٣٩ آثارش در بعضى مجلهها و روزنامهها منتشر مىشد.
گل مرادى از انواع شعر تنها به سرودن غزل علاقه بيشترى نشان داده است و مجموعه شعرى بنام «دهستانى» از وى توسط حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى طبع و نشر يافته است١.
-*-
عصر عاشورا:
قتلگاهىست پر از داغ،
نظرها نگران ***** ظهر مجروح، از اين داغ مهيّا نگران
عطش آويخته از ابر شناور
در كوه ***** در پى رفتن هفتاد و دو دريا نگران
بر زمينى كه از آن خون و
خطر مىرويد *****
مىشود خيره بر آن ديدهى عيسى نگران
زير رگبار شقاوت، كه فرو
مىبارد ***** ايستادهست تن تشنهى صحرا نگران
در غم سوختن اين همه باغ
گل سرخ ***** خاطر مضطرب مريم عذرا نگران
ايستادهست صبورانه، ولى
مىمويد
***** قامت حيدرى حضرت زهرا نگران
سايه افكنده شب فاجعه بر
دامن دشت
***** جادهى نور، از اين ظلمت يلدا نگران
آب، سر مىكشد از پشت سر
شعلهى خاك *****
در دلش آتشى از آه و دريغا نگران
ذو الجناح است كه بازين
نگون آمده است *****
- بىسوار - از طرف مقتل مولا نگران
موج صد سلسله اندوه گره
خورده به هم ***** در خم حيرت يك مركب تنها نگران
مىتوان نقش كشيد از تب
صحراى فرات ***** مىتوان گرم شد از سوختن، امّا نگران
***
در مناى عشق:
اى در مناى عشق خدا جان
فدا حسين ***** در پيكر مبارزه خون خدا حسين
اى پاكتر ز پاكى گلبرگهاى
ياس ***** روى زمين ز چهرهى تو دلگشا حسين
اى معنى تكامل ايمان به
فيض عشق
***** اى عارى از تعارف چون و چرا حسين
عريانترين حقيقت معلوم
آفتاب ***** تابانترين حقيقت صدق و صفا حسين
فارغ ز كام خواهى دلى در
هواى نفس
***** غالب به سلطهجويى ديو هوا حسين
[١] سخنوران نامى معاصر ايران؛ ج ٥، ص ٣٠٧٩.