دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٢٠ - حسين فولادى
حسين فولادى
حاج حسين فولادى فرزند اسماعيل در سال ١٣٠٣ ه. ش در شهر قم متولد شد و پس از تحصيلات ابتدايى و متوسطه به يارى پدرش در امر كشاورزى شتافت و سى سال در كار كشاورزى فعاليت كرد پس از آن به تجارت روى آورد و در رشتهى قماش فروشى به كار پرداخت.
فولادى از سال ١٣٤٠ شمسى به شعر و شاعرى پرداخت و در انجمن ادبى شهر خود كه به رياست حسين حسينى تشكيل مىشود شركت جست. وى از اعضاى برجستهى آن به شمار مىرفت و آثارش نيز بيشتر در روزنامهى محلى «استوار» به چاپ مىرسيد.
فولادى شاعرى خوش ذوق است اشعارش شامل دو بخش مىباشد كه قسمتى از آن به مدايح و مراثى اهل بيت (ع) اختصاص دارد١.
-*-
حسين اى چهرهى نيكوى
اسلام ***** حسين
اى از تو روشن روى اسلام
تو مرآت جمال كردگارى ***** تو از زهرا و حيدر يادگارى
تو محبوب القلوب عالمينى ***** حسينى تو حسينى تو حسينى
تو را از جمع خوبان
برگزيدم
***** سخىتر از تو مولايى نديدم
ز صهباى تولاى تو مستم
***** چو من از كودكى دل بر تو بستم *
سوره و الليل وصف موى
حسين است ***** جلوهى
شمس از فروغ روى حسين است
عشق و جنون را نياز ساغر
و مى نيست ***** مستى
عشاق از سبوى حسين است
همچو سكندر مرو به وادى
ظلمت ***** چشمه
حيوان كفى ز جوى حسين است
كشته شد و درس زندگى به
بشر داد
***** حُرّيت از مكتب نكوى حسين است
قبلهى دلهاى ماست كربُ
بلايش ***** كعبه
معزّز به آبروى حسين است
تا به ابد لالهگون بود
رخ اسلام
***** لاجرم از خون سر وضوى حسين است
گلشن گيتى ندارد، عطر و
گلابى ***** عطر
فضاى جهان، ز بوى حسين است
پيشرو كاروان عشق و
شهادت ***** حضرت
مسلم پسر عموى حسين است٢
آهنگ سفر:
تا جهانى هست و در گردش
بود شمس و قمر ***** مثل زينب، مادر گيتى نمىزايد دگر
پرتو نور حسينى، در وجود
زينب است
***** همچو نورى كز رخ خورشيد مىگيرد قمر
[١] سخنوران نامى معاصر ايران؛ ج ٤، ص ٢٧٤٣.
[٢] منشور عاشورا، ص ٣٧.