دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٤٨٠ - حيدر منصورى
حيدر منصورى
حيدر منصورى متخلص به عاشق به سال ١٣٣٢ ه. ش در شيراز به دنيا آمد. وى تا دورهى اوّل متوسطه به تحصيل پرداخته، سپس به داشتن شغل آزاد اشتغال ورزيده است.
-*-
خورشيد آزادى:
رخ مه پرستان رخشنده شد
با حنجر خونين *****
شب سر نيزه گم شد با طلوع آن سر خونين
شكست خنجر از طوفان خون
شد شهره در گيتى *****
يم خون خدا بشكست در هم خنجر خونين
فروغ مشعل فردائيان،
خورشيد آزادى ***** حسين بن على ظلمت شكن، آن گوهر خونين
چنان در كربلا آئينهدار
مكتب حق شد *****
كه در طول زمانها جلوه دارد جوهر
خونين
به طوفان بلا دارند دل
با شاه مظلومان *****
يكايك ياوران با غنچهى دل اصغر خونين
تن صد پارهاش بر خاك آن
وادى جلائى داد *****
كه خاك تيره شد، آئينهاى زان پيكر
خونين
علمدار وفا، شمع شباب
بزم غيرتها *****
چراغ محفل دل، تكسوار لشكر خونين
نوشتم اين زمان خون نامهاى
از كشور گلها *****
كه در عالم بماند نقش خون در دفتر
خونين١
***
و گلبانگ شهادت جوش زد
از ناى عاشورا *****
طنينانداز گيتى شد بلند آواى عاشورا
تن خورشيد تا شد غرقه در
امواج سرخ خون *****
طلوعى تازه زد بر موج خون سيماى
عاشورا
امام كاروان دل چو كرد
آهنگ سربازى *****
به كف بگرفت جان را از پى ابقاى
عاشورا
چو هفتاد و دو گل شد
پرپر از بغض بد انديشان *****
شهادت غنچه زد در دامن صحراى عاشورا
چراغ سرخ خون آيينهدار
مكتب دل شد *****
جهان روشن شد از خورشيد همّت زاى
عاشورا
ز يا رب يا رب ظلمت شكاف
زادهى زهرا *****
نگون شد تيرگى، پربار شد شبهاى
عاشورا
به شريان زمان، خون شهيد
عشق مىجوشد *****
شكوهى تازه دارد جوشش ميناى عاشورا
سواران سحر مردانه مىتازند
تا ظلمت
***** قيامى تازه دارد شعله در سيناى عاشورا
لبخند خونبار:
دوباره شعرهايى كربلايى ***** قلم ماند و فضايى كربلايى
دلم امشب هواى گريه دارد ***** هواى هاىهاى گريه دارد
بيا تا كربلا با هم
بخوانيم
***** سرود گريه را با هم بخوانيم
دوباره از گلوى سرخ اصغر ***** برايت شعر مىخوانم برادر
دوباره خيمه ماند و لاى
لايى ***** سكوت اصغر و «بابا كجايى»
[١] شب شعر عاشورا، ص ١٣٥.