دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٨٣ - عباسعلى محمدى
عباسعلى محمدى
عباسعلى محمدى متخلص به «آزرده» به سال ١٣١٢ ه. ش در فين اليگودرز متولد شد. وى در سال ١٣٥٣ انجمن نغمه سرايان مذهبى را به سرپرستى مرحوم استاد محمد على مردانى و عدّهاى از شعرا تشكيل داد١. از كودكى ذوق شعرى داشت و گهگاه نوحه مىسرود. اكثر اشعارش در دوران انقلاب و پيرامون پيروزى انقلاب است.
-*-
بس كه سوداى غم عشق تو
در سر دارم ***** نتوانم سر خود از قدمت بردارم
عاشقم كار دلم سوختن و
ساختن است ***** تا به وصلت نرسم حلقه بر اين در دارم
غم عشقت دل آتش زده را
بريان كرد
***** بىسبب نيست كه چشمان ز خونتر دارم
گرچه پروانه صفت بال و
پرم مىسوزد ***** در بر شمع جمالت چه غم پر دارم
به سرم شوق شهادت، به
دلم عشق وصال ***** حسرت ديدن آن مهر منوّر دارم
من نه در بند جهانم كه
جهان مىگذرد ***** خوف از روز حساب وصف محشر دارم
اى علمدار صف كربُ بلا
يا عباس ***** التجا بر تو و بر باب و برادر دارم
باب حاجاتى و ما ريزهخور
خوان توايم ***** كى غم جاه و مقام و زر و زيور دارم
عمرم آخر شد و دل در غم
هجران تو سوخت *****
گريه از بهر تو و سبط پيمبر دارم
چون تو خجلت زده از اصغر
بىشير شدى *****
خون بدل زين ستم فرقهى كافر دارم
مشكت از آب تهى گشت ز
تير دشمن
***** خبر از حال تو و اصغر و مادر دارم
مشك و دست و علمت چون به
زمين افتادند *****
دل پر از خون شدم سينه چو مجمر دارم
همچو عباس على از غمت اى
قبلهى دل ***** چشم خونبار و دل از غصه پر آذر دارم
خامه را بشكن و خاموش
نشين «آزرده»
شرح اين ماتم جان سوز به
باور دارم٢
[١] سيماى مدّاحان و شاعران؛ ج ٢، ص ٥٢.
[٢] همان؛ ص ٥٥.