دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٤٥٤ - مصطفى رحماندوست
تشنهاى
آمد لبش را تر كند ***** چارهى لب تشنهاى ديگر كند
تشنهاى آمد كه سيرابش
كنم ***** مشك خالى داد تا آبش كنم
تشنهى آن روز من، عبّاس
بود ***** پاسدار خيمههاى ياس بود
خون عبّاس علمدار رشيد ***** قطرهقطره در درون من چكيد
داغى آن خون دلم را
سوخته ***** آتشى در قلب من افروخته
چشمههايم خواب، موجم
خفته باد
***** آبى آرامشم آشفته باد
آب هستم؟ واىِ من!
مرداب، به
***** زندگى بخشم؟ نه! مرگ و خواب به
واى بر من، واى بر من،
واىِ دل ***** مانده در مردابِ حسرت پاى دل
پيچ و تاب رودم از دردِ
دل است ***** بركه از اندوهِ دل پا در گل است
چشمه از غم روز و شب
نالان شده ***** ابر هم از رنج من گريان شده
رود داغم ابرها را تيره
كرد ***** تيرگى را بر زلالى چيره كرد
گريهى من شرشر باران
شده ***** غصهام در گريهها پنهان شده
آب اگر شد اشك چشم، از
شرم شد ***** از خجالت شور و تلخ و گرم شد
حال، از اكبر خجالت مىكشم ***** از على اصغر خجالت مىكشم
آب بودم، كربلا پشتم
شكست ***** آبرويم رفت، پستم، پستِ پست
نسل من در كربلا بيچاره
شد ***** نامهى اعمال خوبم پاره شد١
***
مدينه بود و غوغا بود ***** اسير ديو سرما بود
محمد سر زد از ***** مكّه كه او خورشيد دلها بود
لالا خورشيد من لالا ***** گل اميد من لالا
خديجه همسر او بود ***** زنى خندان و خوشخو بود
براى شادى و غمها ***** خديجه يار خوشرو بود
لالالا شادىام لالا ***** غمم، آباديم لالا
خدا يك دختر زيبا ***** به آنها داد لالالا
به اسم فاطمه، زهرا ***** اميد و مادر بابا
لالالا كودكم لالا ***** قشنگ و كوچكم لالا
على داماد پيغمبر ***** براى فاطمه همسر
براى دختر خورشيد ***** على از هركسى بهتر
چراغ خانهام لالا ***** گل دُردانهام لالا
على شير خدا، لالا ***** على مشكل گشا لالا
[١] شب شعر عاشورا؛ ص ٩٦-٩٩.