دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٣٥ - خواجه عبد اللّه انصارى
خواجه عبد اللّه انصارى
شيخ الاسلام ابو اسماعيل عبد اللّه بن محمّد انصارى شاعر، خطيب و عارف بزرگ قرن پنجم در سال ٣٩٦ ه ق. در هرات زاده شد. پدرش ابو منصور محمد مردى متقى و پارسا و صوفى بود و نسبش به ابو ايوب انصارى از صحابهى بزرگوار حضرت رسول اكرم (ص) مىرسيد. خواجه عبد اللّه كسب علم را از سالهاى نخستين عمر آغاز كرد و در محضر استادان نامى هرات و نيشابور علوم ادبى و تفسير و حديث و فقه را به خوبى فرا گرفت. او علاوه بر حفظ قرآن اشعار فراوانى از ادبيات فارسى و عربى را در حفظ داشت و از علما و عرفاى بزرگ روزگار بهرهها جست. او با آنكه در علوم دينى به ويژه در تفسير و حديث عالمى برجسته بود اما به همان اندازه در عرفان نيز صاحب مقامات بود. شهرت خواجه عبد اللّه بيشتر به سبب مناجات نامه و سوز و گدازهاى عارفانهى اوست كه به نثرى مسجّع و روان و زيبا تقرير شده است. سخنان عارفانه و مناجاتهاى او در طى دورهاى متجاوز از نه قرن در ميان همهى پارسى گويان رواج داشته و در عارف و عامى اثر نهاده است. از خواجه عبد اللّه آثار ارزشمندى به فارسى و عربى بر جاى مانده است. مهمترين كتاب وى در معارف صوفيه «منازل السائرين» به عربى است. اما اعتبار خواجه در ميان صوفيان بر اثر امالى او از كتاب «طبقات الصوفيه» ابو عبد الرّحمان سلمى است كه به زبان هروى در مجالس درس خود مىگفت و به نام «طبقات الصوفيه» خواجه عبد اللّه انصارى شهرت دارد.
او كه در سالهاى پايانى عمر بينائى خود را از دست داده بود، پس از يك عمر طولانى و پربار در روز جمعه ٢٢ ذى الحجه سال ٤٨١ ه ق دار فانى را وداع گفت و در «گازرگاه» هرات به خاك سپرده شد١.
-*-
كاندر سه
مكان رسى به فرياد همه ***** اندر دم فزع و قبر و هنگام سؤال
يا رب به
على ابن ابى طالب و آل ***** آن شير خداوند جهان جلّ جلال ***
يا رب به رسالت
رسول ثقلين ***** يا رب به غزا كنندهى بدر و حُنين
عصيان مرا
دو نيمه كن در عرصات ***** نيمى به حسن ببخش و نيمى به حسين ***
آن شنيدى كه
حيدر كرّار ***** كافران كشت و قلعهها بگشاد
تا نداد آن
سه قرص نان جوين ***** هفده آيت خداى او نفرستاد
***
دين اسلام،
شرع مصطفوى است ***** راه ايمان ز مرتضى آباد
مصطفى دان
رسول و ره رهِ اوست ***** رهنما مرتضى و عترت اوست٢
[١] گنجينه نياكان.
[٢] مناجات نامه؛ ص ٣٢، ٣٣، ٣٥، ٤٢، ٦١.