دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٣٥٠ - غلامرضا سازگار
غلامرضا سازگار
غلامرضا سازگار فرزند حسين متخلص به «ميثم» در سال ١٣٢٠ ه. ش در تهران به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايى را در مكتب خانههاى قديمى سپرى نمود و سپس به دروس حوزوى روى آورد. در مورد فعاليتهاى شعريش خود او مىگويد كه از كودكى تا آنجا كه به ياد دارم اشعار و سخنان موزون مىسرودم. وى از مدّاحان قديمى اهل بيت مىباشد كه در انجمنهاى ادبى مذهبى چون «انجمن ادبى نغمهسرايان مذهبى» حضور فعال داشته است.
از سازگار تاكنون مجموعه اشعار و نوحه و مراثى مختلفى به چاپ رسيده است كه از آن جمله است: «نخل ميثم» كه دو جلد چاپ شده و جلد سوم آن در زير چاپ است، «شعلههاى نخل»، «نخل ماتم» و «آواى مجمع» را كه همگى از مجموعه نوحههاى ايشان است را مىتوان نام برد.
سازگار اشعار خود را در قالب غزل و به سبك عراقى مىسرايد. وى هم اكنون به عنوان مداح اهل بيت در تهران زندگى مىكند.
-*-
غيرت عشق:
جمال حق ز سر تا پاست
عبّاس ***** به يكتايى قسم، يكتاست عبّاس
اگرچه زادهى ام البنينست ***** وليكن مادرش زهراست، عبّاس
خدا داند كه از روز
ولادت ***** امام خويش را مىخواست عبّاس
عَلَم در دست، مشك آب بر
دوش ***** كه هم سردار و هم سقّاست عبّاس
بنازم غيرت عشق و وفا را ***** كه عطشان بر لب درياست عبّاس
هنوز از تشنه كامان،
شرمگينست
***** از آن در علقمه تنهاست عبّاس
نه در دنيا بود باب
الحوائج
***** شفيع خلق در عقبىست عبّاس
چه باك از شعلههاى خشم
دوزخ ***** كه در محشر، پناه ماست عبّاس
شفيعان چون به محشر روى
آرند ***** بريده دست او همراه دارند
و اللّه ان قطعتموا يمينى:
گردون چرا روى ترا قمر
گفت؟ ***** بايد ترا از ماه، خوبتر گفت
ام البنين باليدازين كه:
زهرا ***** در روز عاشورا تو را پسر گفت
مدح ترا پيش از شب ولادت ***** در داستان كربلا، پدر گفت
در جبههى صفين و
كربلايت
***** دشمن، حسين و حيدرى دگر گفت
نام ترا آيا ملك، بخوانم؟ ***** يا بايد اى رشگ ملك، بشر گفت؟
«جانم فدايت بادا» اين
سخن را ***** تنها به تو سبط پيامبر گفت
تنها تويى آن كس كه دست
و سر كرد
***** در پيش تيغ دشمنان پسر، گفت:
و اللّه ان قطعتموا
يمينى ***** انّى احامى ابدا عن دينى