دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٦٨٧ - محمد رضا گلدسته
محمد رضا گلدسته
محمد رضا گلدسته به سال ١٣٥٤ ه. ش در شهرستان گرگان متولد شد. تحصيلات خود را تا ديپلم ادامه داد و سپس به شغل آزاد پرداخت. وى از سيزده سالگى شروع به سرودن نمود و از سال ١٣٧٦ تاكنون به عنوان شاعر اهل بيت به سرودن اشعار مىپردازد وى در قالب كلاسيك كار مىكند و عموما مثنوى و غزل مىسرايد.
از گلدسته تاكنون دفتر شعرى منتشر نشده است ولى مجموعه شعرى آماده به چاپ دارند.
-*-
دلواپسى در ميقات:
هرچه در رمز و راز
عاشوراست
***** حرف اول نماز عاشوراست
اى كه دل تا هميشه دلبر
توست ***** عشق بازى نماز آخر توست
حج همان خط سير راه تو
بود ***** كعبه گودال قتلگاه تو بود
در نمازت به خون وضو
كردى ***** با خدا سير گفتگو كردى
سجده كردى ولى به چلّه
نى ***** رو به معراج بود پله نى
به نداى لبان تشنهى تو ***** تن صد چاك تيغ دشنهى تو
به فداى نماز آخر تو ***** سجدهى سرخ و نعش بىسر تو
دل گرفتار توست يا مولا ***** ديده بيمار توست يا مولا
يا حسين عزيز دلتنگم ***** نينوايى است لحن و آهنگم
پسر فاطمه دخيل توام ***** تشنهى جام سلسبيل توام
پسر فاطمه عنايت كن ***** مرا سوى خود هدايت كن
يا حسين آتشى است در
قلبم ***** ناله دلكشى است در قلبم
قلمم را به دست دل دادم ***** كه رسد تا به عرش فريادم
فصل در دشت خون شكفتن شد ***** نوبتِ از حسين گفتن شد
بر تن شعر تازيانه زدم ***** باز هم حرف عاشقانه زدم
ناله عشق سخت و جانسوز
است ***** آتش عشق استخوان سوز است
عاشقى غربت و بلا دارد ***** كوفه و شام و كربلا دارد
هركه عاشق شود نمىميرد ***** او حياتى دوباره مىگيرد
«يا حسين» اسم اعظم عشق
است ***** هركه اين گفت محرم عشق است
دل براى تو مىتپد مولا ***** در هواى تو مىتپد مولا
يا حسين از تو گفتم هوس
است ***** در كف خون شكفتنم هوس است
عشق يعنى سرِ بريدهى تو ***** بوسه بر حنجر بريدهى تو