دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٥٩ - هوشنگ ابتهاج
هوشنگ ابتهاج
هوشنگ ابتهاج با تخلص شعرى (ه. ا. سايه) در سال ١٣٠٦ ه. ش در رشت به دنيا آمد وى يكى از مطرحترين و بهترين غزلسرايان معاصر است كه در هر دو شاخه شعر قديم و شعر نيمايى طبعآزمايى كرده است.
ابتهاج، در سايهى بهرهگيرى به جا و بهنجار از نابترين و زلالترين شاخهى جريان غزل سبك عراقى اين اقبال را يافته كه با زبانى توانا و دركى تازه راه روشن و تازهاى در شعر معاصر بگشايد. مضامين گيرا و دلكش، تشبيهات و استعارات و صور خيال بديع، زبان روان و موزون و خوش تركيب و هم آهنگ با غزل از ويژگىهاى شعر «سايه» است اشعار نو او نيز داراى درون مايه و محتواى تازه و ابتكارى است.
«سايه» در غزل از حيث زبان به حافظ بسيار نزديك شده است. غزلهاى عاشقانهى او همراه با مضامين اجتماعى نهفته در آن، غزل وى را به بهترين غزلهاى معاصر بدل ساخته است.
از هوشنگ ابتهاج، مجموعههاى «نخستين نغمهها»، «سراب»، «سياه مشق»، «شبگير»، «زمين»، «تا صبح شب يلدا»، «يادگار خون سرو» و «آينه در آينه» انتشار يافته است١.
-*-
با اين غروب، از غم سبز
چمن بگو
***** اندوه سبزههاى پريشان، به من بگو
انديشههاى سوختهى
ارغوان ببين ***** رمز خيال سوختگان، بىسخن بگو
آن شه كه سر به شانهى
شمشاد مىگذاشت ***** آغوش خاك و بىكسى نسترن بگو
شوق جوانه رفت ز يادِ
درخت پير
***** اى باد نوبهار، ز عهد كهن بگو
آن آب رفته باز نيايد به
جوى خشك ***** با چشمتر، ز تشنگى ياسمن بگو
از ساقيان بزم طربخانهى
صبوح ***** با خامُشانِ غمزدهى انجمن بگو
زان مژده گو كه صد گُل
سورى به سينه داشت *****
وين موجِ خون كه مىزندش در دهن بگو
سرو شكسته نقش دل ما بر
آب زد ***** اين ماجرا به آيينهى دلشكن بگو
آن سرخ و سبزِ «سايه»
بنفش و كبود شد *****
سروِ سياه من، ز غروب چمن بگو٢
[١] دريچهاى به دنياى شعر فارسى؛ ص ٤٦٣ و ٤٦٤ با تلخيص.
[٢] اشك شفق؛ ص ٥٤٢ و ٥٤٣.