دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٧٠ - اكبر دخيلى
اكبر دخيلى
اكبر دخيلى كه در شعر تخلص «واجد» را برگزيد، در سال ١٣١٠ ه. ش در شهر قم پا به عرصهى حيات گذاشت. پدرش حاج ميرزا حسن از مردم يزد است و نسبش به وحشى بافقى شاعر نامور مىرسد. طبيعى است كه واجد قريحهى شاعرى را از نياى بزرگ خود به ارث برده است.
واجد تحصيلات مقدماتى را در زادگاه خود به انجام رسانيد و پس از آن به تهران عزيمت كرد و به امر بازرگانى پرداخت و در رشتهى فرش و قالى فعاليت كرد و با موفقيت و پيشرفت در امر تجارت به حسن شهرت و معروفيت رسيد.
واجد شعر و شاعرى را از دوران نوجوانى آغاز كرد و چون داراى استعداد ذاتى و ذوق سرشار بود به سرعت شعرش شكوفايى يافت. وى در انواع شعر طبع آزمايى كرده امّا بيشتر به نوع غزل رغبت نشان مىدهد و غزل را هم نيكو مىسرايد و عقيده دارد:
«شاعر بايد شعرش از احساس و انديشه مايه گيرد تا در جان و روح ديگران تأثير گذارد»١.
-*-
آبى براى عطش در گلو
نريخت ***** جان داد تشنه كام و به خاك آبرو نريخت
دستش ز دست رفت و به
دندان گرفت مشك *****
كاخ بلند همّت خود را فرو نريخت
چون مهر خفت در دل خون
شفق و ليك ***** اشكى به پيش دشمن خفّاش خود نريخت
غيرت نگر كه آب به كف
كرد و همّتش ***** امّا به جام كام، مى از اين سبو نريخت
چون رشتهى اميد بريدش ز
آب گفت: ***** خاكى
چو من كسى به سر آرزو نريخت
[١] سخنوران نامى معاصر ايران؛ ج ٦، ص ٣٨٠٢.