دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٨٢ - شاه داعى شيرازى
شاه داعى شيرازى
سيد نظام الدّين محمود بن حسن الحسنى ملقّب به داعى الى اللّه يا شاه داعى از نوادگان داعى صغير، چهارمين امير سلسلهى علويان طبرستان است. او به سال ٨١٠ ه ق. در شيراز متولّد شد. در جوانى مسافرتهاى بسيار كرد و با مشايخ سلسلههاى مختلف ارتباط پيدا كرد و دست ارادت به شيخ مرشد الدّين ابو اسحاق بهرانى (م ٨٥ ه ق) داده و مدتى نيز در محضر شاه نعمت اللّه ولى در كرمان گذرانده است.
انتساب داعى به سلسلهى نعمت اللهيه او را از ارتباط با ساير سلاسل باز نداشت و نسبت به سلسلهى قادريه نيز تمايلاتى نشان داد.
مدت سى سال در شيراز به وعظ اشتغال داشت. شاه داعى با آنكه شافعى مذهب بود امّا مانند مرشد خود شاه نعمت اللّه ولى نسبت به اهل بيت و ائمه اطهار (ع) اظهار علاقهى خاص داشت. اشعار وى بيشتر فارسى است اما گاه ملمع و ابيات عربى نيز در آن به چشم مىخورد.
قصايد، ترجيعات و غزليات او بيشتر به سبك سعدى و امير خسرو دهلوى است. اما مثنوياتش به سبك نظامى و امير خسرو سروده شده است. در ديوانش مناقب و مدايح ائمه فراوان به چشم مىخورد.
از شاه داعى آثار نظم و نثر فراوان به جا مانده كه از جملهى آنها است: مثنوىهاى ششگانه مشهور به «ستّهى داعى»، «دواوين»، «ساقى نامه» و ١٦ رساله به نثر. شانزده رساله داعى و ديوان اشعار او به كوشش دكتر دبير سياقى در ٢ جلد به چاپ رسيده است. او در شعر هم «داعى» تخلص مىكرد و هم «نظامى».
شاه داعى در سال ٨٧٠ هجرى در شيراز درگذشت. آرامگاه او در آنجا زيارتگاه مردم است.١
-*-
خواجه عالم امام
المرسلين ***** آن
كه زو با زيب شد دنيا و دين
با چنين تمكين حكم و
اصطفا ***** خوش
نشسته بود روزى مصطفى
نزد او شهزادگان در
انبساط ***** هر
دو را از التفات او نشاط
اين يكى دُرّ حسن، دُرّ
ثمين
***** وان دگر گوهر، حسين نازنين
زاده اين دو گوهر، اين
دو سرفراز
***** از على و فاطمه در بحر راز
بوده جدّ خويش را منظور
چشم ***** هر
دو را مىداشت همچون نور چشم
سوى ايشان داشت خواجه
ديدگان ***** كآب
گشت از ديدگان او روان
سايلى گفتا چو خواجه مىگريست ***** يا رسول، اين گريهى دلسوز چيست؟
چون نگريم؟ گفت كآمد
جبرئيل ***** آن
كه از حضرت مرا او شد دليل
گفت با من گرچه خواهى شد
ملول
***** مىكنم القا حديثى اى رسول
گرچه اين هر دو جگر گوشهى
تواند
***** ملجأ امّت به محشر اين دواند
[١] لغت نامه دهخدا. تاريخ ادبيات در ايران؛ ج ٤، ص ٣٣٣. ديوان شاه داعى شيرازى؛ مقدمه با تخليص.