دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٣١١ - محمد علامه
محمد علامه
حاج محمد علامه مدّاح و شاعر اهل بيت (ع) در آذر ماه سال ١٣٨٠ ه. ش وفات يافت ديوان اشعارى در مدح اهل بيت (ع) به نام «هديهى مور» از او به چاپ رسيده است.
-*-
در كنار علقمه سروى ز پا
افتاده است ***** يا گلى از گلشن آل عبا افتاده است
در فضاى رزمگاه نينوا با
شور و آه ***** نالهى جانسوز «ادرك يا اخا» افتاده
است
از نواى جانگداز ساقى لب
تشنگان ***** لرزه بر اندام شاه نينوا افتاده است
شه سوار اسب شد با سر به
ميدان روى كرد ***** تا ببيند جسم عباسش كجا افتاده است
ناگهان از صدر زين افكند
خود را بر زمين *****
ديد بسم اللّه از قرآن جدا افتاده است
پارهى قرآن ببوسيد و پى
اسبش دويد ***** مصحف ناطق كجا يا رب ز پا افتاده است
تا كنار نهر علقم بوى
عباسش كشيد ***** ديد بر خاك سيه صاحب لوا افتاده است
كرده در درياى خون ماه
بنى هاشم غروب *****
تشنه لب سقاى دشت كربلا افتاده است
دست خود را بر كمر بگرفت
و آهى از دل بركشيد *****
گفت پشت من ز هجرانت دو تا افتاده است
خيز و برپا كن لوا، آبى
رسان اطفال را ***** از چه رو بر خاك اين قدِّ رسا افتاده
است
بهر آبى در حرم طفلان من
در انتظار ***** از عطش شورى نگر در خيمهها افتاده
است
هر چه شه ناليد عبّاسش ز
لب، لب برنداشت *****
ديد مرغ روح او سوى سما افتاده است
گفت پس جسم برادر را برم
در خيمهگاه ***** ديد هر عضوى ز اعضايش سوا افتاده است
شد به سوى خيمه با پاى
پياده رهسپار *****
در حرم شد ديد افغان و نوا افتاده است
حال زينب را مگو
«علاّمه» از شه چون شنيد *****
دست عبّاس علمدارش جدا افتاده است١
[١] گلزار شهيدان؛ ج ١، ص ١٧٦ و ١٧٧.