دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٨٦٨ - حاوى سنندجى
حاوى سنندجى
حسين قلى خان متخلّص به «حاوى» شاعر شيعى ايرانى. پدرش امان اللّه خان (م ١٢٤٠ ه ق) گذشته از ملكدارى به شاعرى نيز مىپرداخت. دايى او ميرزا عبد اللّه رونق، مولف «حديقة امان اللهى» نيز اديب و شاعر بود حسين قلى در خانوادهاى كه به فضل و ادب عنايت داشت و از ميان آن اديبان و شاعرانى برخاسته بودند برآمد و در همان اوان جوانى به گفتن شعر روى آورد.
وى در سرودن انواع شعر به فارسى و عربى دست داشت و در نوشتن نثر نيز از قدرتى كامل برخوردار بود.
پس از آنكه حكومت كردستان موقتا از دست خانوادهاش بيرون رفت رهسپار ملك بابان در كردستان عراق گرديد تا هم از مردم كناره بگيرد و هم در نزديكى مزار ائمهى شيعه (ع) زندگى كند، اما اقامت او در بابان بيش از يك سال نپائيد و حاوى به سال ١٢٦٣ ه ق در جوانى درگذشت. از حاوى اشعار فراوانى در مدح امامان شيعه به ويژه حضرت على بن ابى طالب (ع) به جا مانده است١
-*-
بزرگبار خدايا بدان
نخستين نور ***** كه از صبوحى بزمت گرفت جام ظهور
كه او هنوز نبى بود و
ماسوا پنهان ***** كه
او هنوز جلى بود و ماسوا مستور
به دومين رقم قدرتت كه
با هم بود ***** ظهور
قدرت و نور نخست و آن مقدور
به بضعه نبى اللّه و آن
شكايتها
***** كه از تطاول امت كند به روز نشور
به شاه دين حسن مجتبى كه
سمّ نقيع٢ ***** به
دوستى تو نوشيد چون شراب طهور
به جسم بىكفن شاه
كربلاكش بود ***** ز
ريگهاى بيابان كربلا كافور
به اشكهاى پياپى روانِ
آدمِ آل
***** كه از «صحيفه» او حكم نسخ يافت زبور
به معدن اثر و بحر علم و
منبع فيض
***** كه هست مذهب آل رسول ازو مأثور
به صدق صادق و آن زهرهاى
سينه شكاف
***** كه صادقانه به يادت گرفت از منصور
به بردبارى موسى كه از
جبينش بود
***** عيان لوامع نورى كه لمعه زد در طور
به هشتمين گل گلزار دين
رضا كه چشيد ***** شراب
دوستيت را به زهر در انگور
به كاظم دويم٣ آن شاه دين كه طلعت او
***** طلوع نور هدى بود در شب ديجور
به سيد دو سرا، هادى
آنكه در زندان ***** قرين
خدمت او بود خلد و كوثر و حور
به عسكرى شه دين آنكه
دشمنان گويند ***** كه سعى او شده مشكور و، جُند او منصور
به آفتاب هدى، حجت خدا،
شه دين
***** قوام عالم و آدم، شفاى غيظ صدور
ز خلق غايب امام مثال
پيكر و روح ***** ز
چشم پنهان اما بسان ديده و نور
سراج عمه، ابو القاسم «م
ح م د» نام ***** مهين
سمى و بهين وارث نخستين نور
كه بر معاصى «حاوى» به
لطف پرده بپوش ***** كبيره
و خطا و ترك و عمد و سهو و عثور
[١] مجمع الفصحاء؛ ج ٤، ص ٢٧. حديقة الشعراء؛ ج ١، ص ٨. حديقه امان اللهى؛ ص ٢٦٦.
[٢] سم نقيع: زهر خيسانيده در آب.
[٣] مقصود حضرت امام محمد تقى عليه السلام است كه با حضرت امام موسى كاظم عليه السلام در كاظمين مدفونند.