دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٥٤ - يوسفعلى مير شكاك
ساعد باقرى
ساعد باقرى از شاعران و نويسندگان انقلاب اسلامى است كه در سال ١٣٣٩ ه. ش در تهران متولد شده است. آشنايى وى با دكتر سيد حسن حسينى در دوران خدمت وظيفه سربازى، باعث علاقمندى و شوق بيشتر او به شعر شد. اشعارش به طور پراكنده در نشريات مختلف، جنگهاى ادبى و مجموعه شعرهاى گردآورى شده، انتشار يافته است. وى علاوه بر شاعرى در ترانهسرايى نيز دست دارد. باقرى تحصيلاتش در حد ديپلم است و در حال حاضر در راديو تلويزيون مشغول به كار گويندگى و نويسندگى بعضى برنامههاست. و وى خالق آثارى چون مجموعهى شعر «نجواى جنون»، كتابى در نقد و بررسى شعر معاصر با عنوان «شعر امروز» و «گزيده ادبيات معاصر شماره ٣٠» مىباشد.
-*-
چه رود است اين كه از آن
سوى سدهاى زمان جارىست ***** خروشان موج در موج از كران تا بيكران
جارىست
كه مىداند چه خواهد رست
از اين باران خونآلود ***** كه گويى از گلوى پارهى هفت آسمان
جارىست
هنوز آن گردباد گرم
«هوهوى» جنون ورزان ***** ز دشت خون فشان تا كوچههاى بىنشان
جارىست
سحرگاهان به صحن باغهاى
همجوار عشق ***** به هم پيوسته عطر خون گلهاى جوان جارىست
از آنِ كيست اين مركب كه
خون غيرتش در چشم *****
به پيوند نگاهى حرفآموز زبان جارىست
زبانم لال، گويى بر
گلويى بوسه زد خنجر ***** كه عطر بوسهى پيغمبر از رگهاى آن
جارىست
هجوم باد پائيز و شكفتن
در بهار زخم ***** گل اين باغ را بوى بهاران در خزان
جارىست
شهيدا بانگ «هَل مِن
ناصِرَت» موجى است آتشناك *****
كه چون خون در عروق آفرينش بىامان
جارىست