دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٤٨٤ - جواد محدثى
جواد محدثى
حجة الاسلام جواد محدثى به سال ١٣٣٢ ه. ش در سراب آذربايجان و در خانوادهاى مذهبى چشم به جهان گشود.
از آنجايى كه پدر و نياى او هر دو روحانى بودند در شهرستان قم به موازات تحصيل در دورهى كلاسيك به فرا گرفتن علوم اسلامى در حوزهى علميه پرداخت و تا خارج فقه در اين زمينه نيز پيش رفت. وى در سال ١٣٥٤ شمسى به واسطهى ارتباط با آية اللّه غفارى دستگير و زندانى شد هم چنين در سال ١٣٥٦ پس از واقعهى ١٩ دى قم به دنبال سخنرانى كه داشت دستگير شد و با قيام مردم مسلمان ايران او و ديگر مبارزين آزاد گرديدند.
جواد محدثى بيشتر در مايهى شعر نو كار مىكند و تاكنون چند مجموعهى شعر تحت عناوين: «اسير آزادى بخش»، «قبله اين قبيله»، «ميثاق»، منتشر شده و كتابهايى هم در زمينههاى ديگر نظير: «آشنايى با اسوهها»، «آشنايى با سورهها»، «آشنايى با علوم قرآن»، «فرهنگ عاشورا» و... از آثار اوست.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى در زمينه نويسندگى با مطبوعات، جرايد، صدا و سيما همكارى داشته است.
هم اكنون در شهر مقدس قم در كنار حوزهى علميه در سپاه پاسداران است. وى به زبان عربى نيز شعر مىسرايد.١
-*-
اى كه آميخته مهرت با دل ***** كرده عشق تو مرا دريا دل
بذر عشقى كه به دل كاشتهام ***** جز هواى تو ندارد حاصل
از مى عشق تو عاقل،
مجنون ***** وز خُم مِهر تو مجنون، عاقل
كربلا سر زد و پيدا شد
حق ***** جلوهاى كردى و گم شد باطل
گر شود كار جهان زير ***** و زبر نشود عشق تو از دل زايل
دارم اميد كه گردد روزى ***** قابل لطف تو اين ناقابل٢***
فرزند يقين:
الگوى شجاعت و ادب، اكبر ***** دردانهى فاطمى نسب، اكبر
فرزند يقين ز نسل ايمان
بود ***** پروردهى دامن كريمان بود
آن يوسف حسن، ماه كنعانى ***** در خلق و خصال، احمد ثانى
آن شاهد بزم، سرو قامت
بود ***** دريا دل و كوه استقامت بود
آن دم كه لباس رزم، مىپوشيد ***** از كوثر عشق، جرعه مىنوشيد
از فرط عطش، فتاده بود
از تاب ***** گرديد، ز دست جدّ خود سيراب
در راه خدا، ذبيح دين
گرديد ***** بر حلقهى عاشقان، نگين گرديد
[١] تذكرۀ شعراى معاصر: ص ٢٤٠ و ٢٤١.
[٢] فرهنگ عاشورا؛ ص ٣١٥