دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٤٣٤ - مجتبى كاظم زاده عطوفى
مجتبى كاظم زاده عطوفى
مجتبى كاظم زاده عطوفى فرزند ميرزا يحيى متخلص به «عطوفى» در سال ١٣٢٦ ه. ش در اصفهان به دنيا آمد. دوران تحصيلات خود را در اصفهان گذراند و در رشتهى مكانيك ادامهى تحصيل داد و در ذوبآهن اصفهان مشغول به كار شد.
عطوفى از دورهى دبستان شروع به سرودن شعر نمود و در نوجوانى وارد انجمنهاى ادبى اين شهر شد. وى در سال ١٣٧٤ به تأسيس انجمن ادبى - هنرى فرزانگان اصفهان همّت گماشت. عطوفى شاعرى غزل سراست و در مثنوى و رباعى هم توانمند است. بيشتر اشعارش اجتماعى - مذهبى و عرفانى است. پس از مرگش دخترش مرجان اشعار پدر را در كتابى با عنوان ديوان عطوفى اصفهانى گرد آورده و به چاپ رسانده است.
عطوفى در سال ١٣٨١ ه. ش در اصفهان درگذشت.١
-*-
تا قيامت در نى هستى نوا
دارد حسين
***** صد نيستان نىنوا در نينوا دارد حسين
در دل صاحبدلان دارد مكان
سلطان عشق ***** بر سرير سينهى عشاق جا دارد حسين
از لب پيغمبران جاريست
آيات خدا
***** بر لب ختم رُسل مدح و ثنا دارد حسين
گرچه شأن انبيا از
اولياء افزونتر است ***** فرّ و شوكت در ميان انبيا دارد حسين
كعبهاش ميقات وصل كربلا
كوى مناست ***** از صفا تا مروه سعى كربلا دارد حسين
روز عاشورا وفاى عهد
غوغا مىكند ***** چونكه پيمان شهادت با خدا دارد حسين
ظهر عاشورا نماز عشق و
خون و وصل خواند *****
تا نماز اين رُكن ايمان را به پا دارد
حسين
روزگار از بىوفايى
شرمسارِ كربلا ***** گرچه هفتاد و دو يارِ با وفا دارد
حسين
تا ابد در رزمگاهِ دين
مبين ***** بس شهيد بىنشان درد آشنا دارد حسين
بر شفاعت شيعيان دارند
يك دنيا اميد ***** چون به محشر صد قيامت خونبها دارد
حسين٢
***
حسين سلسله جنبان
جاودانهى عشق *****
طنين زمزمهى آتشين ترانهى عشق
بزرگ قافله سالار عاشقان
جهان ***** شكوه و جلوهى دنياى عارفانهى عشق
حماسهسازترين مرد صحنهى
تاريخ ***** اصيل و نابترين آيت و نشانهى عشق
به وصل دوست چنان
عاشقانه دل را باخت *****
كه بست بار سفر از حرم به خانهى عشق
به كربلاى معلاّ به وصل
يار رسيد ***** كشيد تا به فلك شعله را زبانهى عشق
نديد چشم فلك جز به ظهر
عاشورا ***** كمال جلوهى آيينهى يگانهى عشق
رسيد تا به مقامى كه عرش
هم لرزيد ***** حسين عارف اسرار محرمانهى عشق
[١] ديوان عطوفى اصفهانى؛ مقدمه با تلخيص.
[٢] همان؛ ص ١٤.