دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٦٨٤ - سارا حيدرى
سارا حيدرى
سارا حيدرى به سال ١٣٥٤ ه. ش در تهران به دنيا آمد. پس از طى تحصيلات دوران متوسطه، از دانشگاه آزاد تهران در رشتهى علوم سياسى به اخذ مدرك كارشناسى نائل آمد.
حيدرى هم اكنون ساكن بخش آزادگان گرمسار و كارشناس ادبى دانشگاه آزاد اسلامى واحد گرمسار است. شعرهاى وى در چند سال اخير در بسيارى از نشريات، جنگها و مجموعههاى شعرى گردآورى شده، انتشار يافته است. وى با انجمن ادبى گرمسار و انجمن ادبى ايوانكى همكارى داشته است. شعرهايش بيشتر در قالب غزل است.
-*-
از عمق درد غريبانه،
كربلا تو بگو *****
هر آن چه ديدهاى آرى به چشمها تو بگو
بگو كه خاك تو، آكنده،
از خدا شده است *****
بگو كه وسعت يك قرن در تو جا شده است
بگو بزرگترينها چه ساده
مىميرند
***** و نخلها، همهشان ايستاده مىميرند
به كربلاست، كه شش ماهه
طفل، بالغ شد ***** ز هر چه رنگ تعلق گرفت، فارغ شد
به كربلاست كه مردان مرد
در تب و تاب *****
در اوجى از عطش امّا تمامشان سيراب
به كربلاست كه غوغا،
سكوت مىخواند *****
و بىدو دست، عزيزى، قنوت مىخواند
به كربلاست كه نخل
ايستاده مىميرد *****
به كربلاست كه يك مرد ساده مىميرد
چقدر مثل قيامت عظيمى
عاشورا ***** عظيم نه، كه صداى قيامتى به خدا
بكوب بر سر دوشم، بكوب
اى زنجير
***** بزن به روى سرم دستهاى دامن گير!
نشسته است به كنجى، عزا
گرفته دلم ***** عزا نه، بلكه غمى از خدا گرفته دلم
بهانهاى است محرم، كه
سخت مىنالم ***** چنين به حال دل تيره بخت مىنالم
اگر چه كرب و بلا، حزنآور
است و غمين ***** به حال خويش بگرييد مردمان زمين!!