دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٥٥ - يوسفعلى مير شكاك
امير عاملى
امير عاملى فرزند محمد حسين متخلص به امير در سال ١٣٣٩ ه. ش در شهرستان قزوين ديده به جهان گشود. تحصيلات خود را تا فوق ديپلم ادبى در زادگاهش به پايان رساند.
سرودن شعر را از دوم راهنمايى به طور جدى آغاز كرد و از آغاز تحت تاثير و راهنمائيهاى يكى از شاعران پيش كسوت قزوين به نام همايون ثقفى قرار گرفت.
از عاملى كتابهاى متعددى به چاپ رسيده است كه از آن ميان دفاتر شعر «از تپش دريچهها»، «نيزه بريزيد»، «خانه خورشيد»، «گزيده ادبيات معاصر، شماره ١٥٩» با نام «حسرت پرواز» را مىتوان نام برد. ايشان هم چنين در خوشنويسى داراى مهارت زيادى است و كتاب «رسم الخط امير» وى سالهاست كه مورد استفاده علاقمندان اين رشته است.
از عاملى مجموعه شعر «شوق شبنم» نيز در مراحل انتهايى چاپ است. وى همكارى با مطبوعات بويژه در زمينه طنز را نيز در كارنامه خود دارد و در همين رابطه مجموعه طنز «آب در هاون» را در دست چاپ دارد.
عاملى سالها مسئول انجمنهاى ادبى ارشاد در قزوين بوده است و در تشكيل انجمنهاى ادبى اين شهر نقش اصلى را داشته است. امير عاملى در سبك كلاسيك با غزل سرايى مأنوس است و در ساير زمينهها نيز طبع آزمايى نموده است. وى از قالبهاى شعر نو در شعر نيمايى سرودههايى دارد.
امير در حال حاضر اداره آموزشگاه خوشنويسى خود را در قزوين به عهده دارد.
-*-
نيزه بريزيد!:
زنده نگهدار محرّم! - كه
هست ***** عالمى از نشئهى اين باده مست
هست محرّم، حرم اهل دل ***** باعث اندوه و غم اهل دل
سال اگر ماه محرّم نداشت ***** خلقت حق، حضرت آدم نداشت
تعزيهگردان خداى ازل ***** كرد عزا را به شجاعت بدل
شين «شجاعت»، شجر مصطفى
است ***** «جيمِ»، جلال و جبروت خداست
هست «الف»، الفت اهل و
لا ***** «عينِ»، على - آينهى كبريا -
«تا»، كمر جوركش زينب
است ***** يك زن و يك قافله تشنه لب است
*
روز نخستين كه حسين بن
عشق (ع)
***** داد سر زلف به تاراج نى،
ديد كه كفّار زيادند ليك ***** ديده رها كرد به امواج مى
*
مىزد و ساقى شد و ساغر
گرفت ***** خيمه بر امواج شناور گرفت
سرّ خدا بود كه شد بر
ملا ***** با قلم خون به خط نينوا