دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٤٥٦ - محمد على معلم دامغانى
محمّد على معلّم دامغانى
على معلم به سال ١٣٣٠ ه. ش در دامغان به دنيا آمد. دوران كودكى و تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاه خود گذراند و براى مدت دو سال به تحصيل در دانشكدهى زبان و ادبيات فارسى پرداخت امّا آن را ناتمام رها كرد. سپس در دانشكدهى حقوق دانشگاه تهران به تحصيل مشغول شد امّا به علت شركت در فعاليتهاى سياسى و مبارزات دوران انقلاب، اين رشته هم ناتمام ماند. او پس از پيروزى انقلاب به دريافت مدرك كارشناسى الهيات و معارف اسلامى نائل آمد. وى از شاعران صاحب سبك انقلاب اسلامى و خالق چندين مثنوى مشهور است. از او مجموعه شعرى به نام «رجعت سرخ ستاره» در سال ١٣٦٠ شمسى به چاپ رسيد. هم چنين «گزيده ادبيات معاصر شماره ٤٧» نيز در بردارندهى اشعار وى است. معلّم در مثنوى «هجرت» ، انقلاب اسلامى و بيدارگر بزرگ آن، امام خمينى را توصيف مىكند.
معلم در حال حاضر مدير كل مركز موسيقى و آهنگهاى انقلابى صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران است.
وى قالب كلاسيك را براى سرودن شعر برگزيده است و بيشتر متمايل به مثنوى است.
-*-
آن روز در جام شفق مُل
كرد خورشيد *****
بر خشك چوب نيزهها گُل كرد خورشيد
شيد و شفق را چون صدف در
آب ديدم ***** خورشيد را بر نيزه گويى خواب ديدم
خورشيد را بر نيزه؟ آرى
اين چنين است ***** خورشيد را بر نيزه ديدن سهمگين است
بر صخره از سيب زنخ، بر
مىتوان ديد *****
خورشيد را بر نيزه كمتر مىتوان ديد
***
در جام من مى بيشتر كن
ساقى امشب ***** با من مدارا بيشتر كن ساقى امشب
بر آبخورد آخر مقدّم
تشنگانند
***** مى ده، حريفانم صبورى مىتوانند
اين تازهرويان، كهنه
رندان زمينند *****
با ناشكيبايان، صبورى را قرينند
من صحبت شب تا سحورى كى
توانم ***** من زخم دارم، من صبورى كى توانم
تسكين ظلمت، شير كوران
را مبارك ***** ساقى سلامت اين صبوران را مبارك
من زخمهاى كهنه دارم،
بىشكيبم
***** من گرچه اينجا آشيان دارم، غريبم
من زخمدار تيغ قابيلم،
برادر! *****
ميراث خوار رنج هابيلم، برادر!
يوسف مرا فرزند مادر بود
در چاه ***** يحيى! مرا يحيى برادر بود در چاه
از نيل با موسى
بيابانگرد بودم ***** بردار، با عيسى شريك درد بودم
من با محمّد از يتيمى
عهد كردم
***** با عاشقى ميثاق خون در مهد كردم
بر ثور، شب با عنكبوتان
مىتنيدم
***** در چاه كوفه واى حيدر مىشنيدم
بر ريگ صحرا با ابوذر
پويه كردم ***** عمّاروش چون ابر و دريا مويه كردم
تاوان مستى همچو اشتر
باز راندم
***** با ميثم از معراجدار آواز خواندم