دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٧٣٤ - نمايه اشعار فارسى
جهان بريد سيه جامه در عزاى حسين ١٢٣٩
«مشفق كاشانى»
جهان پر درد مىبينم دوا
كو ٧٤٠
«سنايى غزنوى»
جهان را از چه رو ماتم
گرفته ١١٧٨
«قاسم رسا»
چرا از ديده اشك غم
نبارم چون سحاب امشب ١١١٩
«صابر همدانى»
چرا بغض و دورويى كردى
اى آب ١٤٨٢
«محمد رضا سهرابى نژاد»
چراغ ديدهى عُبّاد،
حضرت سجّاد ٨٢٩
«واعظ قزوينى»
چرخ از شفق نه صاعقه در
خرمنش گرفت ٧٩٥
«اهلى شيرازى»
چشمى گشوديم و ديديم
خورشيدمان سر بريدهست ١٦٧٩
«فاطمه سالاروند»
چقدر آشنا مىنمايى
غريبه! ١٦٥١
«غلامرضا كافى»
چنانكه هست فلك را
دوازده تمثال ٧٨٠
«آذرى طوسى»
چند وقت است دلم مىگيرد ١٥٣٢
«قيصر امين پور»
چنگ دل آهنگ دلكش مىزند ١٣٨٤
«محمد على مجاهدى»
چو باده نرگس مستت،
بهانه داد به دستم ١٢١٩
«حسان»
چو برقى از نيام باد آمد ١٥٢٧
«احمد عزيزى»
چو رفتند اخوان و ياران
شاه ١٠١٧
«الهامى كرمانشاهى»
چو عبّاس آواى شه را
شنيد ١٠١٩
«الهامى كرمانشاهى»
چو عزم كوى تو وان خاك
مشكبو كردم ١٣٩٥
«بهرام سيّاره»
چو گل كه شيوهى رشد از
مواهب چمن آموخت ١٣٤٨
«سيد رضا مير جعفرى»
چون آسمان كند كمر كينه
استوار ٨٢٦
«صائب تبريزى»
چون تو بودى به دانش و
مردى ٧٥٠
«رشيد الدين و طواط»
چون حسين آن كس كه بر
ضدّ ستم پيكار كرد ١٢٦٠
«احمد غفور زاده»
چون حسين بن على بايد كه
جان خويش را ١٠٥٦
«رفعت سمنانى»
چون خدا آن قدّ و قامت
آفريد ١٣٨٣
«محمد على مجاهدى»
چون ز فراق اكبر اندر
كارزار ١١١٨
«صابر همدانى»
چون سحرگه چهرهى صبح
سفيد «نيّر تبريزى»
چون شد شهيد زهر جفا شاه
دين حسين ٩٣٩
«عنقا»
چون شهسوار عرصهى ميدان
كربلا ٩٠٩
«خاكى شيرازى»
چون على اكبر شبيه مصطفى ١٠٥٦
«رفعت سمنانى»
چون على اكبر شهيد كربلا ٩٨٣
«صفى على شاه»
چون قوم بنى اسد رسيدند ٨٨٨
«داورى شيرازى»
چون كرد خور ز توسِن
زرين تهى ركاب ٩٥١
«نيّر تبريزى»
چون كه در افتاد شه بىمعين ١٠٩٥
«حكيم الهى قمشهاى»
چون كه رسيدند اسيران
عشق ١٠٩٧
«حكيم الهى قمشهاى»
چون كه شاه عشق را در
كربلا ٩٨٥
«صفى على شاه»
چون كه (عابس) گرمى
هنگامه ديد ١٣٨٣
«محمد على مجاهدى»
چون لب خشك على اصغر آيد
در خيالم ٩٤٠
«عنقا»
چون محرّم رسيد و عاشورا ٧٥٧
«كمال الدّين اصفهانى»
چو هىهاى سواران، دشتها
را ١٥٤٨
«يوسفعلى مير شكّاك»
چه آتشىست كه در سينه
تاب مىسوزد؟ ١٢٦٦
«بيژن ترقى»
چه رود است اين كه از آن
سوى سدهاى زمان جارىست ١٥٥٤
«صاعد باقرى»
چه ريخت؟ ساقى بزم ازل
به ساغر او ١١٨٣
«حسين على ركن منظر»
چه مىشد پيش از آن كه
كشته بودم باور خود را ١٥٩٣
«سيد ابو الفضل قدسى»
حاجيان را گفت: آن جا
كعبه عريان مىشود ١٦٢٤
«مرتضى اميرى اسفندقه»
حَبَّذا كربلا و آن
تعظيم ٧٤٣
«سنايى غزنوى»
حريم عصمت، آنگه ناقهى
عريان سوارىها؟! ٨٧٣
«يغماى جندقى»
حُسن حسن باشدش هر كه
حسينى بود ٧٧٩
«شاه نعمت اللّه ولى»
حُسن حَسن چو بگذشت، دور
حسين آمد ١١١٥
«مفتون همدانى»
حسين آمد و آزاد از
يزيدت كرد ١٦٢٣
«مرتضى اميرى اسفندقه»
حسين آمد و آمد سفير
آزادى ١٢٠٠
«احمد كمال پور»
حسين اى چهرهى نيكوى
اسلام ١٢٢٠
«حسين فولادى»
حسين سلسله جنبان
جاودانهى عشق ١٤٣٤
«مجتبى عطوفى اصفهانى»
حسين ما به هر غريب
دلشكسته، رحم كرد ١٦١٢
«مهرى حسينى»
حكايتى كه مرا با تو
آشنا كردهست ١٤٩٣
«پرويز بيگى حبيب آبادى»
حنجرههاى زخمى، آوازهاى
شكسته ١٦٣٥
«على هوشمند»
خاست حسين بن على در
صلوة ١٠٩٣
«حكيم الهى قمشهاى»
«خاك بىقرار بود»، آه
شعلهورتر از هميشه مىشكفت ١٦٩٢
«مهدى مظفرى ساوجى»
خاك را باور بر اين باور
نبود ١٤٩٣
«پرويز بيگى حبيب آبادى»
خاك غم بر سر گلزار جهان
باد امشب ١٠٧٧
«كمپانى»
خاك و خون آغشتهى لب
تشنگان كربلاست ٧٧٠
«خواجوى كرمانى»
خاندان على و ننگ مذلّت؟
هيهات! ١٦٣٢
«جلال محمدى»
خجسته باد قدوم تو، اى
كه بدر تمامى ١٣٣٢
«سپيده كاشانى»
خروش و ناله، آواى حرم
شد ١٤٨٣
«محمد رضا سهرابى نژاد»
خلقت ايجاد از براى حسين
است ١٢٤٧
«غلامرضا قدسى»
خواجه عالم امام
المرسلين ٧٨٢
«شاه داعى شيرازى»
خواست با دل بستگان جان
خويش ١٢٧١
«محمد خليل مذنب»
خواهرش بر سينه و بر سر
زنان ١٠٠٩
«عمان سامانى»
خواهشت آبست و ما مىآوريم
اينك به چشم ٧٧٥
«سلمان ساوجى»
خواهى اگر نشانه ز مردان
نامدار ١٢٦٤
«مصطفى قاضى نظام»
خود تشنه، ولى ماء معين
است، حسين ١٠٣٨
«ابو القاسم الهامى لاهوتى»