دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٣٩٣ - عباس براتى پور
عباس براتى پور
عباسعلى براتى پور كه به نام عباس براتى پور شهرت يافته به سال ١٣٢٢ ه. ش در تهران متولد شد. تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاه خود به انجام رسانيد و در رشتهى رياضى ديپلم گرفت. وى به سال ١٣٤١ به استخدام نيروى هوايى در آمد.
براتى پور از اواخر دوران تحصيل در دبيرستان به شعر و شاعرى پرداخت، و از مطالعهى دواوين شعر اساتيد متقدّم غافل نبود گاهى به سرودن اشعارى در مدح و منقبت خاندان رسالت مىپرداخت.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى رسما و به طور جدّى به سرودن شعر همت گماشت و با شركت در مجالس و محافل ادبى فعاليّت خود را گسترش داد و در حال حاضر به عنوان دبير جلسات حوزهى هنرى تبليغات اسلامى و عضو شوراى شعر خدمت مىكند.
براتى پور در شعر به سبك كلاسيك كار مىكند و در قالبهاى مختلف به نظم شعر مىپردازد. مجموعه شعرهاى او عبارتند از:
«بهت نگاه»، «غم دلدار»، «چشم بيمار»، «زمزمهى مستى» - «وعدهى ديدار»، «بر تربت خورشيد»١. و «زمزمهى هستى» در سوگ امام خمينى با همكارى محمد على مردانى و خانم سيميندخت وحيدى.
حرّ و دستار:
من ماندم و كوه شرمسارى ***** من ماندم و دشت بيقرارى
من ماندم و كولهبارى از
درد ***** من ماندم و اشك و آه و زارى
سر در قدمت نهم كه
«حُرّم» ***** تا بر سر من قدمگذارى
شرمنده و زار و ناتوانم ***** آيا ز دلم خبر ندارى؟
گر توبهى من قبول افتد ***** آسوده شوم ز شرمسارى
با سرخى خون خود بشويم ***** رخسار خود از گناهكارى
بخشيد امام و رخصتش داد ***** شد عازم رزم و جان سپارى
جان داد به راه عشق و
بگرفت ***** جا در ملكوت قرب بارى
چون ديد فتاده خُودَش از
س ***** ر خون از سر و روى اوست جارى
بست از ره مرحمت به فرقش ***** دستار به رسم يادگارى
***
رفتى و از دل برون شد،
صبر و قرار و توانم ***** اى روشناى دل من، تاريك شد ديدگانم
گفتم كه در سايهسار،
قدّ رسايش نشينم *****
افسوس افتاد بر خاك، آن سرو و آن سايهبانم
گم گشت ره پيش چشمم، آوخ
كزين درد جانكاه ***** مىسوزم و هر دم آيد، دود دل از
استخوانم
بگذار تا صورتم را، بر
روى ماهت گذارم ***** بگذار تا اشك حسرت، بر خاك پايت فشانم
[١] سخنوران نامى معاصر ايران؛ ج ١، ص ٥٢٠.