دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٢٨ - فردوسى
نعت رسول اللّه (ص) و آل مطهّر او (ع):
به گفتار
پيغمبرت راه جوى ***** دل از تيرهگيها بدين آب شوى
چه گفت آن
خداوند تنزيل و ***** خداوند امر و خداوند نهى
كه من شهر
علمم، عليم در است ***** درست اين سخن قول پيغمبر است
گواهى دهم
كاين سخن راز اوست ***** تو گويى دو گوشم بر آواز اوست
منم بندهى
آل بيت نبى «ص» ***** ستايندهى خاك
پاى وصى
حكيم، اين جهان
را چو دريا نهاد ***** برانگيخته موج از او تند باد
دو هفتاد
كشتى در او ساخته ***** همه بادبانها برانداخته
يكى پهن
كشتى بسان عروس ***** بياراسته همچو چشم خروس
محمّد در او
اندرون با على ***** همه اهل بيت نبى و ولى
خردمند كز
دور دريا بديد ***** كرانه نه پيدا و بن ناپديد
بدانست اگر
موج خواهد زدن ***** كس از غرقه بيرون نخواهد شدن
به دل گفت
اگر با نبىّ و وصى ***** شوم غرقه، دارم دو يار وفى
همانا كه
باشد مرا دستگير ***** خداوند تاج و لواو سرير
اگر چشم
دارى به ديگر سراى ***** به نزد نبىّ و وصى گير جاى
گرت زين بد
آيد گناه من است ***** چنين است و اين رسم و راه منست
بدين زادم و
هم بدين بگذرم ***** چنان دان كه خاك پى حيدرم
ابا ديگران
مر مرا كار نيست ***** جز اين مر مرا هيچ گفتار نيست
دلت گر به
راه خطا مايل است ***** ترا دشمن اند در جهان همدل است
هر آن كس كه
در دلش بغض عليست ***** از او خوارتر در جهان زار كيست
نباشد مگر
بىپدر دشمنش ***** كه يزدان به آتش بسوزد تنش
نگر تا
ندارى به بازى جهان ***** نه برگردى از نيك پى همرهان
از اين در
سخن چند رانم همى ***** همانا كرانش ندام همى١
[١] مجالس المؤمنين؛ ج ٢، ص ٥٩٣ به نقل از شاهنامه.