دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٣٠ - رضا يزدان پناه
رضا يزدان پناه
رضا يزدان پناه در سال ١٣٣٧ ه. ش در شهرستان اهواز ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در آنجا گذراند و به علت از دست دادن پدر در كودكى و مادر در آغاز جوانى تحصيلات خود را رها كرد و به شغل كمك رانندگى روى آورد و ساكن شهرستان دورود شد. پس از پايان جنگ تحميلى به شهرستان خمين رفت و در مركز بهداشت آن شهرستان با سمت رانندهى آمبولانس به خدمت مشغول شد و در همين زمان به سرودن شعر پرداخت. شعرهاى وى به صورت پراكنده در روزنامهها منتشر شده است، شعرهايش بيشتر در قالب غزل و مثنوى مىباشد. او به غير از شعر به نوشتن داستان و نثرهاى ادبى علاقمند است و در حال حاضر با انجمن ادبى شهرستان خمين همكارى دارد. گزيدهى ادبيات معاصر شماره ٩٧ در بر گيرندهى اشعار اوست.
-*-
روز واقعه:
در سايهى خورشيد دشتى
آتشين ماندهست *****
پشت سر او كهكشانى بر زمين ماندهست
يك پيكر و شوق هزاران
نيزهى عاشق *****
از اين غزل بازى به لبها آفرين ماندهست
اى كاروان، خورشيد را تا
شام، خواهى برد *****
از روز، روز واقعه تنها همين ماندهست
مهمانى خورشيد و صحرا را
مگر داغى
***** در سينههاى مردم صحرانشين ماندهست
بر ما زمان آنسان نمىگردد
كه مىگرديد *****
يك لحظه تا آغاز روز واپسين ماندهست
اى تشنهى خورشيد تا از
اسب افتادى *****
شك كردهام بر هر كه بر بالاى زين
ماندهست