دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٦١٤ - يوسفعلى مير شكاك
مجتبى طهمورثى
مجتبى طهمورثى در سال ١٣٤٤ ه. ش در قصر شيرين به دنيا آمد. قسمتى از دوران كودكى و نوجوانى را در زادگاه خود گذراند و پس از آغاز جنگ تحميلى به همراه خانواده مجبور به مهاجرت به كرمانشاه شد. ديپلم خود را در آنجا گرفت و براى ادامهى تحصيل وارد دانشگاه شهيد بهشتى تهران شد و در رشتهى علوم اقتصادى ليسانس گرفت.
طهمورثى از نوجوانى به سرودن اشعار پرداخت و از حافظ خوانى پدر تأثير پذيرفته است. شعرهاى او به صورت پراكنده در نشريات منتشر شده است. وى هم اكنون ساكن تهران است و مميز مالياتى وزارت دارايى مىباشد و با حوزهى هنرى نيز همكارى دارد.
از طهمورثى تاكنون كتاب «با هر بهار» كه مجموعه شعر وى مىباشد منتشر شده است.
-*-
نجابت موزون:
زنى نشسته به قتل برادرش
به تماشا
***** ز خيمهگاه كبودش به برزخى ز تمنّا
زنى كه مونس درد و زنى
كه همدم داغ است *****
زنى به جذبهى حيدر، زنى به جلوهى
زهرا
دلش، صحارى سوزان، زبان،
زبانهى آتش *****
پر از حكايت زخم و پر از روايتِ يغما
شكسته پشتِ فلك در
مقابلش چه بگويم *****
چگونه مىبرد اين غم به دوش خسته
خدايا؟!
خطابههاى غرورش، در اوج
رخ نگاهش
***** نبيند آنچه كه بيند، مگر به صورت زيبا
چراغدار ولايت در آن
جنون و سياهى *****
كسى نبوده به غير از عقيله دختر مولا
ضريح خونِ تو دل را اسير
شيوهى خود كرد ***** الا نجابت موزون، الا اسارت شيوا
***
پشت حصار حرم:
دل، پشتِ حصار حَرَمت،
خستهترين است ***** در سايهى ديوار تو بنشستهترين است
بگشا گره از بال فرو
بستهى پرواز *****
كاين خيل كبوتر به تو وابستهترين است
سازىست شكسته دلِ آيينه
تباران ***** بنواختهاى آنچه كه بشكستهتر اين است
زنجير غلامان تو، تا
نوحهگرى كرد *****
چشمان به خود تر شده سردستهترين است
عمرىست كه در ديدهى ما
شور فرات است *****
تا ديده به تاريخ تو پيوستهترين است
پيشانى عشّاق تو را مِهر
تو مُهر است ***** اين نفس جبينىست كه برجستهترين است
نذرت چه كنم؟ غيرِ نفسهاى
بريده ***** تا هست در اندوه تو بگسستهترين است