دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٤٣٠ - نصر اللّه مردانى
نصر اللّه مردانى
نصر اللّه مردانى «ناصر» به سال ١٣٢٦ ه. ش در سرزمين كهن و باستانى كازرون ديده به جهان گشود. تحصيلات خود را در همان جا به پايان برد و هم اكنون نيز ساكن كازرون است. اما به دليل دارا بودن مسئوليتهاى فرهنگى بسيارى از اوقات خود را در تهران مىگذراند. از دوران كودكى شعر گفتن را آغاز كرد و خيلى زود در مطبوعات جايى براى خود باز كرد. به غزل بيشتر از ساير قوالب شعر پارسى گرايش دارد و معتقد است غزل سرايى حسّاسيّت و ذهنيتى وسيع و تخيّلى قوى مىطلبد. خيال نيز در ساختار مضامين بديع شعر مردانى نقش اساسى دارد. وى طبعى روان دارد١.
آثار چاپ شدهى وى عبارتند از: «قيام نور»، «خون نامهى خاك»، «آتش نى»، «شعر اربعين»، «قانون عشق»، «گزيده ادبيات معاصر، شماره ١١»، و دو مجموعهى «شهيدان شاعر» و «منظومه شهادت» را گردآورى نموده است.
-*-
بانوى اسلام:
زينب، اى بانوى اسلام!
سلام ***** اى پيامآور خونين قيام
زينب! اى اسوه ايثار و
خروش ***** بيرقِ داد گرفتى تو به دوش
زينب اى شير زن كربُ بلا ***** جوش با خون تو زد خون خدا
زينب! اى آينهى روشن حق ***** خرّم از اشك تو شد گلشن حق
زينب! اى زادهى زهراى
بتول ***** از تو پاينده بود دين رسول
زينب! اى عصمت تو شوكت
زن ***** وارثى، وارث هفتاد و دو تن
زينب! اى گوهر درياى
وقار ***** صبر از صبر تو، بىصبر و قرار!
زينب! اى خواهر آزاد
حسين ***** بود فرياد تو، فرياد حسين
زينب! اى پاكتر از چشمهى
نور ***** كس نيامد به جهان چون تو صبور
سينهات سوخته از داغ
حسن ***** سرخ از اشك تو، گلهاى چمن
خطبهات رونق بيداد شكست ***** كاخ بيداد ز بنياد شكست٢
***
ميدان عطش:
آنچه در سوگ تو اى پاكتر
از پاك گذشت *****
نتوان گفت كه هر لحظه، چه غمناك گذشت
چشم تاريخ در آن حادثهى
تلخ چه ديد *****
كه زمان مويهكنان از گذر خاك گذشت
سر خورشيد بر آن نيزهى
خونين مىگفت ***** كه چهها بر سر آن پيكر صد چاك گذشت
جلوهى روح خدا در افق
خون تو ديد *****
آن كه با پاى دل از قلّهى ادراك گذشت
[١] تذكرۀ شعراى معاصر؛ ص ٢٧٠.
[٢] بال سرخ قنوت؛ ص ٣٣٧.