دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٣٥ - محمد رضا آقاسى
هفتاد
و دو ماه و ظهر عاشورا *****
شق القمر امام را ديدم
هفتاد و دو پشت آسمان خم شد ***** وقتى كمر امام را ديدم
*
هفتاد و دو ذبح و يك خليل
اللّه ***** در عزم خليل حق خلل هرگز
در سير و سلوك فى سبيل
اللّه ***** تعظيم به هيبت هبل هرگز
*
در هلهله بتان هر جايى ***** اين گونه كه ديد خود شكستن را
افروخت شراره ستم سوزى ***** آموخت ره ز خويش رستن را
*
بنگر حركات نوح اعظم را ***** در ورطه تشنگى تلاطم كرد
هفتاد و دو كشتى نجات آورد ***** هفتاد و دو نوح وقف مردم كرد
*
هفتاد و دو كاروان و يك
سالار ***** هفتاد و دو واحه روبرو دارد
گاهى ز تنور و گاه بر نيزه ***** با امت خويش گفتگو دارد
*
آن اسوه پاكباز ميگويد ***** آنان كه ز راز مرگ آگاهند
در دشت جنون ز پا نمىافتند ***** بر مركب خون هماره در راهند
. *
هفتاد و دو صف فشرده چون
پولاد ***** هفتاد و دو قبضه موم در يك مشت
هفتاد و دو سر سپردهى مولا ***** تسليم اشارههاى يك انگشت
*
انگشت اشارتى كه او دارد ***** فردا به مصاف مىبرد ما را
گر شيوه نو پريدن آموزيم ***** تا قلهى قاف مىبرد ما را
*
فردا كه ز نيزه مىدمد
خورشيد ***** فردا كه خروس مرگ مىخواند
از خنجر و زخم حجله مىبنديم ***** ما را چو عروس مرگ مىخواند
*
هفتاد و دو لحظه، لحظهى
پرواز ***** هفتاد و دو كربلاى پىدرپى
هفتاد و دو لحظهى سرافرازى ***** سرهاى بريده خون چكان بر نى
***