دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٤٢ - سيد على اكبر بهشتى
سيد على اكبر بهشتى
به سال ١٣٠٤ ه. ش در تربت حيدريه به دنيا آمد از همان كودكى به شعر علاقمند بود و مطالعهى دواوين شعرا را آغاز نمود و به دنبال آن خود به سرودن شعر پرداخت١.
-*-
شب يازدهم:
گلستان پيمبر را به رخ
گرد غم است امشب ***** خيام سوخته اى واى غرق ماتم است امشب
سليمان امانت بر زمين
افتاده از مركب *****
به دست اهرمن از جور گردون خاتم است
امشب
هوا تاريك و خاك آلوده
آتش بر سر آتش ***** كه زينب با لب عطشان و چشم پُر نم است
امشب
خيام طاهرات و جسم رنجور
زن و كودك ***** به زخم سينهها، آتش به جاى مرهم است
امشب
بنات النعش سرگردان، به
صحراى بلا زنها *****
به هم پاشيده گوئى انتهاى عالم است
امشب
كنار بستر بيمار بىكس
بر پرستارى ***** به يكسو حضرت زهرا، به يكسو مريم است
امشب
بيا زهرا تسلّى ده، دل
غمديدهاى طفلان ***** حسينت را حرم در سلطهى نامحرم است
امشب
[١] سيماى مدّاحان و شاعران؛ ج ٢، ص ٦٤.