دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٦٨ - على باقر زاده
على باقر زاده
على باقر زاده متخلّص به «بقا» به سال ١٣٠٨ ه. ش در مشهد ديده به جهان گشود. پدر و مادرش از يزدىهايى هستند كه به مشهد مهاجرت كرده و در اين شهر رحل اقامت افكندند.
باقر زاده بعد از اتمام تحصيلاتش چون داراى حافظهاى قوى بود و به شعر و ادب علاقهاى وافر داشت، توانست از محضر اساتيدى چون نوغانى، اديب نيشابورى، جلال الدين همايى، بديع الزمان فروزانفر، سعيد نفيسى و مجتبى مينويى كسب فيض كند.
بقا شاعرى هنرمند و خوش ذوق و تواناست و مهارتش بيشتر در سرودن قطعه است. هر چند در انواع شعر طبع آزمايى كرد و از عهدهى آن برآمده است. وى با بيشتر شعراى معاصر و سخنشناسان مكاتبات ادبى دارد كه نمونههايش در دو ديوان اميرى فيروز كوهى و احمد گلچين معانى مندرج است.
بقا علاوه بر شعر در زمينههاى تحقيقات ادبى نيز دست دارد. آثارش عبارتند از: «كتاب ده مقاله»، «لطيفهها»، «زندگى طراز يزدى»، «چهل حديث منظوم از حضرت رضا (ع)»، سفرنامهى حج به نام «وقوفى در عرفات» و...
-*-
بس كه دل داشت آرزوى
حسين ***** عشق، ما را كشيد سوى حسين
هركجا بود لالهاى خونين ***** ياد آوردم از گلوى حسين
داشت در كربلا به وجه
حسن ***** جلوهها آفتاب روى حسين
جبهه سودم به تربت عبّاس ***** رو نهادم به خاك كوى حسين
سر نهادم بر آستان حبيب ***** كاوست مرآت خلق و خوى حسين
من نه تنها دلم به اوست
اسير ***** بسته دلها به تار موىِ حسين
صبح محشر دل از دريچهى
خاك ***** سر برآرد به جستجوى حسين١***
كردم طواف تربت پاك امام
را ***** قربانگه حسين عليه السّلام را
سودم بر آستان جلالش سر
نياز ***** ديدم به چشم قبله گه خاص و عام را
شستم به آب روشن سر چشمهى
فرات ***** از جسم و جان تيره، غبار ظلام را
هَشتم سر نياز به درگاه
بىنياز
***** كو ره نمود بر درِ سلطان، غلام را
در پيشگاه دوست فكندم به
پشت سر ***** انديشههاى باطل و سوداى خام را
از بهر پاسدارى اطفال بىپناه ***** آوردهام به همرهى خويش مام را
تا دجلهها ز ديده نمايد
نثار دوست
***** بنمودمش مزار شه تشنه كام را
با چشم پر سرشك و زبان
بر دعا گشود ***** بنهاد چون كه در حرم قدس گام را
[١] اشك خون؛ ص ٢٢٦.