دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٤٠ - سنايى
سنايى غزنوى
ابو المجد، مجدود بن آدم متخلص به «سنايى» شاعر، حكيم و عارف نامدار نيمهى دوم سدهى پنجم و نيمهى نخست سدهى ششم هجرى در سال ٤٧٣ ه ق در غزنين در شرق افغانستان كنونىزاده شد و در همين شهر در سال ٥٣٥ هجرى درگذشت و همانجا به خاك سپرده شد. در زادگاهش به تحصيل علوم و معارف زمانه همّت گمارد و در اين كار چنان دل سپرد كه پس از چندى، در اغلب معارف عصر خويش، از ادبيات عرب گرفته تا فقه و حديث و تفسير و طب و نجوم و حكمت و كلام به درجهى والايى رسيد. خانوادهى او در شمار خاندانهاى اصيل و اهل فضل بودند چنان كه پدرش آدم، به عنوان مردى بهرهمند از علوم و معارف زمانه صاحب مقام و اعتبارى خاص بود. سنايى چه در روزگار خود و چه در سدههاى بعد همواره مورد تجليل شاعران و ادبا و مورخان و تذكرهنويسان گوناگون قرار گرفته و بسيارى از شعراى معاصر او و اعصار بعدى به اشعار او استشهاد كرده و او را در رديف عنصرى و معزّى و رودكى و گاه برتر از آنان شمردهاند.
از جمله نكات مورد توجه دربارهى زندگى سنايى، دگرگونى احوال و تحوّل شعر اوست چنان كه از مدح سلاطينى مانند مسعود بن ابراهيم غزنوى و بهرامشاه و سلطان سنجر به معارف صوفيانه و اشعار عرفانى روى مىآورد. وى همچون عطّار در شمار صوفيانى است كه مردم را به كار و كوشش فرا خوانده و مردم را از ظاهر پرستى، دورويى، رياكارى، مردمآزارى، و عوام فريبى بر حذر داشته است.
سنايى در جوانى از غزنين به خراسان سفر كرد و سالها در بلخ، سرخس، مرو، هرات و نيشابور اقامت داشت و هر جا چندى در سايهى تربيت بزرگان محل، علما و مشايخ به سر آورد و در سال ٥١٨ هجرى به غزنين بازگشت و تا پايان عمر در آنجا بماند.
آثار او عبارتند از: «حديقة الحقيقه» كه از جهت معانى و الفاظ همتا ندارد و گنج گرانبهايى است كه مشتمل بر ده باب و ده هزار بيت است. «طريق التحقيق» كه قريب هزار بيت است، «رسالة سير العباد الى المعاد» كه در حدود پانصد بيت دارد و مبناى آن تمثيل قوى و اخلاق است. «ديوان قصايد و غزليات» كه اين مجموعه تقريبا مشتمل بر بيست هزار بيت و تاريخ تحولات فكرى سنايى است. «كارنامهى بلخ» كه ٥٠٠ بيت دارد و در هنگام اقامت در بلخ سروده و به گوشههايى از زندگى شخصى خود و پدر و برخى معاصرانش پرداخته، «مكاتيب سنايى» كه شامل چند نامه از اوست.
نكتهى ديگر در باب مذهب اوست، كه اگر چه در برخى اشعارش خلفاء را مدح گفته است اما از ستايش خاص او در مدح حضرت على (ع) و فرزندانش به روشنى برمىآيد كه به اين امام همام و خاندان مطهرش اعتقاد شديدى داشته است و اشعارش گواه محكمى بر تشيّع اوست.١
-*-
دريغا گويى از نااهلى روزگار:
جهان پر درد
مىبينم دوا كو ***** دل خوبان عالم را وفا كو
ور از دوزخ
همى ترسى شب و روز ***** دلت پر درد و رخ چون كهربا كو
بهشت عدن را
بتوان خريدن ***** و ليكن خواجه را در كف بها كو
[١] دائرة المعارف تشيّع؛ ذيل كلمه سنايى. ديوان حكيم سنايى غزنوى؛ تلخيص از مقدمه.