دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٣٠ - اسدى طوسى
اسدى طوسى
ابو نصر على بن احمد طوسى، شاعر و حماسه سراى ايرانى قرن پنجم ه ق. است. ولادت او در اواخر قرن چهارم يا اوايل قرن پنجم در طوس صورت گرفته است. «اسدى» لقب و تخلّص شعرى شاعر مىباشد. دورهى بلوغ او در شاعرى مصادف با انقلابات خراسان و غلبهى سلجوقيان بر آن ديار و برافتادن حكومت غزنويان از آن ناحيه بود. ناگزير وى خراسان را ترك و به مغرب ايران روى نهاد و در آذربايجان اقامت گزيد. در آنجا با امير ابو دلف پادشاه نخجوان و شجاع الدّوله ابو شجاع منوچهر بن شاوور از پادشاهان شدادى ارتباط يافت. اسدى از گويندگان قوى طبع و باريكانديش و ژرف بين ايران است. زيرا پس از اينكه فردوسى داستانسرايى را به آخرين درجه كمال رسانيد، اسدى به داستانسرايى و نظم داستانى كه از بسيارى جهات به شاهنامه نزديك است گرايش پيدا كرد. اما او به مدد وسعت فكر و طبع ورزيده، درى تازه به روى سخنسرايان گشود و طرزى نوين را بنيان نهاد به طورى كه مىتوان او را در صف گويندگان بزرگ و استادان بلند مرتبه قرار داد.
اسدى از علماى لغت بود و در اين فن تبحّر داشت. بسيارى از دواوين گذشتگان را خوانده و نوادر لغات را به دست آورده و گاهى همانها را در اشعار خود به كار برده است و بدين سبب كتاب «گرشاسب نامه» وى در بردارنده تعداد كثيرى از لغات فارسى است كه بالفعل مهجور بوده است. اسدى از علوم عربيّت و نظم و نثر عربى اطلاع كامل دارد. هم چنين در رياضى به خصوص فلسفه الهى دست داشته و غالب اشعارش را تحت تأثير اين معلومات سروده است. آثار او عبارتند از:
١ - «گرشاسب نامه» كه به سال ٤٥٨ هجرى به نظم در آورده است. ٢ - «مناظرات» كه شامل قصايدى در مناظره بين دو چيز يا دو كس مانند شب و روز، مغ و مسلمان، آسمان و زمين، و نيزه و كمان. مناظرات او به غايت نيكو است و ظاهرا در اشعار بعد از اسلام سابقه نداشته است.
٣ - «فرهنگ لغات» يا لغت فرس اين كتاب به جهت دقت حدود و صحت تفسير بهترين كتاب لغت و نيز قديمىترين فرهنگ موجود زبان فارسى است.
وفات اسدى به نقل هدايت به سال ٤٦٥ ه ق. اتفاق افتاده است.١
-*-
نعت رسول اللّه (ص) و اهل بيت او (ع):
ثنا باد بر
جان پيغمبرش ***** محمّد فرستادهى رهبرش
كه بد بر
درِ دين ايزد كليد ***** جهان يكسر از بهر او شد پديد
بدو داد
دادار پيغام خويش ***** بپيوست با نام او نام خويش
ز پيغمبران
او پسين بد درست ***** و ليكن شود زنده زايشان نخست
يكى تن بدو
خلق چندين هزار ***** برون آمد و كرد دين شكار
ببرد از همه
گوى پيغمبرى ***** كه با او كسى را نبد همسرى
خبر زان چه
بگذشت ازو در جهان ***** كجا راست آيد به صد داستان
[١] مجمع الفصحاء؛ ج ١، ص ١٠٧. مجالس المؤمنين؛ ج ٢، ص ٦٠٩ و ٦١٠. سخن و سخنوران؛ ج ٢، ص ٧٣-٩٧. لغت نامه دهخدا.