دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٤٩٠ - جواد محقق
جواد محقق
جواد محقق فرزند محسن متخلص به «م. آتش» در سال ١٣٣٣ ه. ش در همدان به دنيا آمد. تحصيلاتش را در همان شهر به پايان برد و در سال ١٣٥٨ به سمت دبير ادبيات فارسى، به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد. سالها در شهر و روستاهاى گوناگون به معلمى پرداخت و در سال ١٣٦٦ شمسى براى تدريس در مدارس ايرانى خارج از كشور ابتدا به پاكستان و سپس به تركيه رفت. پس از بازگشت، در سال ١٣٦٩ به دليل داشتن تجربهى تدريس و نيز سابقهى فعاليتهاى فرهنگى و مطبوعاتى، به سر دبيرى مجلهى رشد معلم انتخاب شد و سيزده سال عهدهدار آن بود. در حال حاضر سردبير مجلهى رشد نوجوان است.
وى فعاليتهاى شعرى خود را از دورهى دبيرستان شروع نمود و همكارى با مطبوعات را نيز از همان سالها آغاز كرد.
آثار او كه شامل شعر، داستان، گزارش، مقاله، مصاحبه و گفتگوست در بعضى از مجلات قبل و بيشتر مطبوعات بعد از انقلاب منتشر شده است.
كتابهاى چاپ شدهى او به ٢٠ جلد مىرسد كه از مهمترين آنها مىتوان از:
«قصهى مرد بزرگ پاپتى»، «مثل من به انتظار»، «خواب خوب»، «در خانهى ما» كه همگى را براى كودكان و نوجوانان نوشته است و هم چنين «تاوان عشق»، «علم و ايمان»، «در گفتگو با دانشمندان»، «معلمان خوب من»، «ياد ماندگار» و «مجموعه شعر» را نام برد.
-*-
پيام پرپر:
شبى كه بر سر نى آفتاب
ديدن داشت
***** حديث دربهدرىهاى من شنيدن داشت
چه بود در سر گلهاى باغ
سبز رسول ***** كه دست فتنه هنوز آرزوى چيدن داشت
بسيط دشت چنان لالهزار
حسرت ***** بود كه نيزه نيز، سرِ سرخ بر دميدن داشت
هدف چه بود در اين
كارزار خونآلود؟ ***** كه شعله، شوقِ به هر خيمه سر كشيدن
داشت
چه بود در سر گلهاى باغ
سرخ رسول؟ ***** كه دست فتنه هنوز آرزوى چيدن داشت
ستارگان چمن پيش تيغ صف
بستند ***** خدا دوباره مگر عزم گل گزيدن داشت؟!
گلى كه بر برو دوش رسول
مىخنديد
***** به روى خاك مگر جاى آرميدن داشت
ننالم از خط تقدير خويش
در زنجير
***** كه سرنوشت تو در خاك و خون تپيدن داشت
صبور ثانيههاى غم و
بلاى تو بود *****
دلم كه وعدهى بسيار داغ ديدن داشت
پيام پرپر گلهاى باغ را
مىبرد ***** نسيم صبح كه بر خاك و خون وزيدن داشت١
***
[١] گزيده ادبيات معاصر: مجموعه شعر ٧٨، ص ٦٧.