دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٣٤٤ - محمد رضا شفيعى كدكنى
محمّد رضا شفيعى كدكنى
محمد رضا شفيعى كدكنى فرزند محمد، شاعر، نويسنده و پژوهشگر معاصر به سال ١٣١٨ ه. ش در «كدكن»١ چشم به جهان گشود. دورههاى آموزش دبستان را در محيط خانوادگى و دبيرستان را در مشهد به پايان رساند. ضمنا علوم اسلامى و فلسفهى قديم را نيز نزد استادان مدارس قديم خراسان فرا گرفت. سپس وارد دانشگاه مشهد شد و در رشتهى زبان و ادبيات فارسى ليسانس گرفت و ادامهى تحصيل را در دانشگاه تهران پىگرفت و با دريافت درجهى دكترا فارغ التحصيل شد.
دكتر شفيعى يكى از پرمايهترين و آگاهترين شاعران معاصر است. وى با آگاهى فراوان از گذشتهى فرهنگى ايران، از فرهنگ اسلامى و عرب نيز بهرهى بسيار دارد. شعر او جلوهگاه اجتماع و طبيعت است زبان شعر او فصيح و دقيق و روشن است. شعر او محصول خالص طبع و طبيعت است. در شعرش اثرى از مغلقگويى و يا پرگويى ديده نمىشود، زبانش نرم و پرتوان، و اشعارش غالبا رنگ اجتماعى دارد. او در ابداع تركيبهاى زيبا و نو از خود خلاّقيت فراوان نشان مىدهد.
شفيعى شاعرى را با غزل آغاز كرد و ابتدا اشعارش در وزنها و قالبهاى قديم بود امّا خيلى زود قالب و بيان شعر سنتى را رها كرد و به سوى شكل و زبان شعر نيمايى روى آورد و به شعر اجتماعى و حماسى جديد پرداخت. در اشعار او عشق به طبيعت و همهى مظاهر آن جلوهگر است. اصولا براى او، طبيعت حالت تمثيلى دارد. آن را با انسان در مىآميزد، از زبان طبيعت، ستايش انسان و نداى مهر را مىشنود، و سپس انسان را به صفا و صميميت و صفات خوب انسانى مىخواند٢.
دكتر شفيعى از سال ١٣٤٤ تا ١٣٤٧ در بنياد فرهنگ ايران و كتابخانهى مجلس سنا و از سال ١٣٤٨ به طور تمام وقت استادى دانشكدهى ادبيات دانشگاه تهران را بر عهده داشته است. مدتى نيز به دعوت دانشگاههاى بين المللى (انگليس و امريكا) به عنوان استاد به تدريس و تحقيق اشتغال داشته است.
ايشان علاوه بر تدريس در دانشگاه و سرودن شعر و نوشتن نقد ادبى و احوال و آثار شاعران، مقالات و كتابهاى بسيارى نوشته و در زمينهى تحقيق و ترجمه، كتابهاى متعددى انتشار داده است.
از مهمترين مجموعههاى شعرى او مىتوان به: «زمزمهها»، «شبخوانى»، «از زبان برگ»، «در كوچه باغهاى نشابور»، «از بودن و سرودن»، «مثل درخت در شب باران»، «بوى جوى موليان» و «هزارهى دوم آهوى كوهى»، اشاره كرد. «صور خيال در شعر فارسى»، «موسيقى شعر» و «تصحيح اسرار التوحيد» نمونههايى از آثار پژوهشى اوست.٣
-*-
چهره شفق:
باز در خاطرهها، ياد تو
اى رهرو عشق ***** شعلهى سركش آزادگى افروخته است
يك جهان بر تو و بر همّت
و مردانگيت *****
از سر شوق و طلب، ديدهى جان دوخته
است
***
نقش پيكار تو در صفحهى
تاريخ جهان *****
مىدرخشد، چو فروغ سحر از ساحل شب
[١] روستايى ميان تربت حيدريه و نيشابور.
[٢] صد شاعر، دريچهاى به شعر فارسى از آغاز تا امروز؛ ص ٦١٣ و ٦١٤.
[٣] در جستجوى نيشابور، زندگى و شعر شفيعى كدكنى.