دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٨٣٢ - بيدل دهلوى
بيدل دهلوى
ابو المعالى، ميرزا عبد القادر بن عبد الخالق جغتايى لاهورى يا عظيم آبادى، متخلص به «بيدل»، بزرگترين گوينده و عارف بلند انديش سدهى دوازدهم هجرى در سرزمين پهناور هند به شمار مىآيد. او از تركان جغتايى بوده كه در سال ١٠٥٤ ه ق. در عظيم آباد هند متولد شد و از تركان «جغتايى برلاس» بود اما در هندوستان متولد و رشد و نمو و تربيت يافت و بيشتر عمرش در دهلى بود و به اين جهت به دهلوى مشهور شد. او بيشتر عمر خود را در شاه جهان آباد به عزلت و آزادى مىگذراند و سرگرم تفكّرات عارفانه و ايجاد آثار منظوم و منثور خود بود.
در نظم و نثر سبكى خاص داشت و از بهترين نمونههاى سبك هندى به شمار مىآيد و در آثارش افكار عرفانى با مضامين پيچيده و استعارات و كنايات در هم آميخته است. در خيالپردازى و ابداع مضامين دقيق بود. او در سال ١٠٧٩ ه ق. به خدمت محمّد اعظم بن اورنگ زيپ پيوست. سپس به سياحت پرداخت و سرانجام در ١٠٩٦ ه ق. در دهلى سكنى گزيد و نزد آصف جاه اول (نظام حيدرآباد) تقرب داشت. بيدل در افغانستان و قسمتى از تركستان چين و تاجيكستان و ازبكستان محبوبيّت بسيار دارد. هم اكنون در دانشكده ادبيات دانشگاه كابل كرسى «بيدل شناسى» داير است.
بيدل در نظم و نثر تواناست و در شبه قارهى هند از اقبال و قبول تمام برخوردار است و معتقدان زيادى دارد.
شعر بيدل نه تنها مشرب عرفانى و فلسفى وى را مىنماياند بلكه به گونهاى چشمگير پله معنا بر پله لفظ مىچربد. نثر بيدل نيز همانند اشعارش داراى اهميت بسيارى است.
آثار بيدل: بيدل داراى ٩٠ هزار بيت شامل قصايد، غزليات، ترجيعات، مخمّسها، تركيببندها و غيره مىباشد كليّات او در سال ١٢٨٧ ه ق. در لكنهو به طبع سنگى رسيد. چهار منظومه بلند با نامهاى «مثنوى عرفان»، «طور معرفت»، «طلسم حيرت» و «محيط اعظم» دارد. هم چنين ٣٨٦١ رباعى دارد كه همگى داراى مفاهيم بلند عرفانى، فلسفى و اخلاقى است. رقعات كه بالغ بر سيصد نامه و از مكاتيب بيدل به شمار مىآيد كه بيشتر آن خطاب به ممدوح خود شكر اللّه و دو فرزند اوست. كتاب «چهار عنصر» كه از آثار منثور اوست و ترجمه حال و شرح آراء وى به شمار مىآيد و از بهترين و روانترين نثرهاى اوست. «نكات» شامل عبارات حكمتآميز و كلمات و تعبيرات دلانگيز اوست.
بيدل پس از ٧٩ سال در ١١٣٣ هجرى در خانهى خود واقع در شاه جهان آباد زمانى كه امپراطورى مغولان در هند رو به زوال مىرفت درگذشت.١
-*-
از هجوم اشك در گرد ستم
خوابيدهام ***** جيب
و دامانم ز جوش اين شهيدان كربلاست٢
[١] ديوان مولانا بيدل دهلوى، مقدمه با تلخيص.
[٢] همان؛ ص ٣٠٧.