دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٨٠ - خدا داد نورايى اراكى
كردند ميرِ عشق را ابرار يارى ***** از خونشان شد نخلِ ايمان آبيارى
*
در كربلا خورشيد هم خون
گريه مىكرد *****
نهر فرات و رود كارون گريه مىكرد
در خاك و خون اجساد
پاكان غوطهور بود ***** هر سو فتاده پيكرى بىدست و سر بود
دستان عباس دلاور را
بريدند ***** با كام خشك او را به خاك و خون كشيدند
بر روى طفل شيرخواره آب
بستند ***** بر حنجر خشكيدهاش پيكان شكستند
هفتاد و دو نخل به خون
گشته شناور *****
گشتند پاره، پاره از شمشير و خنجر
اموال آل اللّه را غارت
نمودند ا ***** ز چهرهى محجوبشان معجر ربودند
*
زينب قيام كربلا را زيب
و زين بود ***** زينب پيام خونِ گلگون حسين بود
از نينوا تا شام، زينب
در نوا بود ***** زينب امير كاروان كربلا بود
چون خيمهها در آتش
بيداد مىسوخت ***** زينب درون خيمهى سجاد مىسوخت
زينب كه بر خيل اسيران
راهبر بود ***** با رأس خونين برادر هم سفر بود
خورشيد را زينب به روى
نيزهها ديد *****
از رأس پر خون آيههاى نور بشنيد
زينب به ميدان سخن مثل
على بود ***** تيغ زبانش در كلامش مُنجلى بود
زينب سفير كشتگان كربلا
بود ***** زينب پيام خونِ مردان خدا بود
زينب ز خون پاكبازان
پرچمى ساخت *****
وندر بلنداى جهان آن را برافراشت
از خطبههاى زينب كبرى
به كوفه ***** روئيد نخل انقلابى پر شكوفه
در نهضت خونين فرزند
پيمبر ***** زينب زبانى داشت بُرّانتر ز خنجر
زينب از آن هنگام، تا
روزى كه جان داشت ***** هرجا حديث كربلا را بر زبان داشت١
***
اگر زينب نبود:
از قيام كربلا و نهضت
سرخ حسين
***** انقلابى كى به پا مىشد اگر زينب نبود
ابر ظلمت چهرهى خورشيد
را پوشانده بود ***** حق ز باطل كى جدا مىشد اگر زينب نبود
خون هفتاد و دو تن عشاق
دشتِ نينوا *****
پايمال اشقيا مىشد اگر زينب نبود
در دلِ آتش امامِ ساجدين
جان مىسپرد *****
قطع نسل مصطفى مىشد اگر زينب نبود
از تفِ خورشيد و هُرمِ
آتش و سوزِ عطش *****
جمع طفلان را چهها مىشد اگر زينب
نبود
هر طرف طفلى ز شاه دين
پريش و تشنهلب ***** در بيابانها رها مىشد اگر زينب نبود
بر اسيران در مسيرِ شام
از جورِ عدو ***** محنتِ بىانتها مىشد اگر زينب نبود
از بيان خطبههاى كوفه و
بزم يزيد ***** كى حقايقِ برملا مىشد اگر زينب نبود
[١] همان؛ ص ١١٣-١١٥.