دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٠٩٧ - حكيم الهى قمشهاى
***
اهل حرم با دل پر انتظار ***** تا كه شه آيد ز صف كارزار
شيههزنان اسب بيامد ز
راه
***** چشم حرم بود به اميّد شاه
ناله برآمد چو رسيد آن
كميت
***** از دل هشتاد و دو تن اهل بيت
زين فرس چون كه نگون يافتند
***** يال و تنش غرقه به خون يافتند
اهل حرم گرد فرس ريختند ***** ز آه و فغان شورشى انگيختند
گفت يكى كاى فرس با وفا
***** كرد چه با شاه سپاه جفا؟
اى فرس آخر چه شد آن
شهسوار؟ ***** شاه
چه شد؟ كو پدر تاجدار؟
گفت يكى كودك شيرين زبان
***** نالهى او سوخت دل انس و جان
كى فرس آيا ز سپاه عرب ***** داد يكى آب بدان تشنهلب؟
يا كه بدان حال كه لبتشنه
بود ***** شمر
دغا دست به خنجر نمود؟
يك طرف اطفال ز مرگ پدر ***** اشك فشان ديده و خونين جگر
وز طرفى لشكر كفر و عنود
***** سوى حرم دست به غارت نمود
يك طرف اطفال و زنان از
خيام ***** رفت
برون سر به بيابان تمام
تا چه ستم كرده سپاه
پليد ***** بر
حرم عزّت شاه شهيد
شرح چنين حال بر اهل حرم
***** سوخت قلم را كه نگردد رقم
گر قلم اين سوى عنان كش
زند ***** بر
دو جهان نقش وى آتش زند١
***
خطبهى امام سجّاد:
چون كه رسيدند اسيران
عشق
***** تا به بر تخت امير دمشق
ابن اثير اين سخن آرد
پيام ***** شاد
شد و داد يزيد اذن عام
گفت على: شاد دلت زين
جفاست
***** تا چه گمانت به رسول خداست
گر نِگَرد عترت مظلوم
خويش ***** در
غل و زنجير تو، زار و پريش
شرم ندارى ز رسول خدا
***** اى به ضلالت همه را مقتدا
گوش بدان شاه نكرد آن
شرير ***** بود
ز بس غَرّه به تاج و سرير
*** حضرت سجّاد (ع) در خطبهاى مفصّل و مشروح در مسجد شام، مقامات عاليهى آل على (ع) را بيان فرمود و خلق را از جلالت خويش آگاه كرد:
[١] همان؛ ص ١٣٤.