دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٨٣٣ - حزين لاهيجى
حزين لاهيجى
محمد على بن ابى طالب زاهدى گيلانى كه به شيخ على حزين لاهيجى شهرت دارد وى اديب، عالم و سخنسراى شيعى ايرانى است. از اعقاب شيخ زاهد گيلانى است اجدادش در لاهيجان سكونت داشتند ولى پدرش به اصفهان رفت و محمد على در آن شهر تولد يافت. محمد على در ٢٧ ربيع الثانى سال ١١٠٣ ه ق در دار السّلطنه اصفهان متولد شد. تحصيلات را از كودكى آغاز كرد و نزد دانشمندان آن شهر منجمله مولانا شاه محمد شيرازى و پدرش به كسب دانش پرداخت و در علوم مختلفه به ويژه حكمت، عرفان و ادبيات تبحّر يافت و در آنها به تأليف و تدريس اشتغال ورزيد. او اديبى عالم و سخنسراى شيعى ايرانى و از شاعران برجستهى سبك هندى است كه باريكبينى معنوى، استوارى لفظى، دقّت افكار و رقّت گفتار او زبانزد همگان بوده است و شعرش حاوى مضمونهاى بلند عاشقانه است. وى سالهاى بسيارى از عمر خود را در سفر گذراند و سرانجام در هندوستان مقيم گرديد و پس از چندين سال سكونت در دهلى به شهر بنارس رفت و تا آخر عمر در آنجا ماند.
حزين كتابى در احوال شاعران به نام «تذكرهى حزين» و سرگذشتى از خود با ذكر حوادث ايّام خويش به نام «تاريخ حزين» دارد كه هر دو حاوى اطّلاعات سودمندى است و يكى از بهترين مآخذ تاريخى از يك شاهد عينى دربارهى رويدادهاى پايان دورهى صفوى و چگونگى روى كار آمدن نادر شاه افشار و ديگر حوادث آن عصر به شمار مىآيد.
حزين در سن ٧٧ سالگى و در سال ١١٨١ قمرى در بنارس از دنيا رفت.
تعداد تأليفات او به بيش از پنجاه مىرسد كه از آنهاست: «شرح تجريد»، «حواشى بر شرح حكمة الاشراق»، «حاشيه بر الهيات شفا»، «رساله در شرح هياكل النور»، «تذكرة المعاصرين»، «اخبار ابى الطّيب»، «اخبار خواجه نصير الدين طوسى»، «مدّة العمر»، «تاريخ حزين»، «واقعيات ايران و هند» و...
كليّات اشعار او شامل قصايد و مقطعات و مثنويهاى صفير دل، حديقة الثانى، خرابات، چمن و انجمن، مطمح الانظار، فرهنگ نامه و تذكارات العاشقين است.
ديوان اشعارش را در چهار قسمت مدون كرده كه مشتمل بر انواع مختلف شعر است. سخن او متوسط و مقرون به سادگى و روانى و حدّ فاصلى ميان سبك شاعران قديم و سبك هندى است. اخيرا طبع مصحّح و منقّحى از ديوان حزين به كوشش ذبيح اللّه صاحبكار انتشار يافته است.١
-*-
١
طوفانِ خون ز چشم جهان
جوش مىزند ***** بر چرخ نخل ماتميان دوش مىزند
يا رب شب مصيبت آرام سوز
كيست ***** امشب
كه برق آه، ره هوش مىزند
روشن نشد كه روز سياه عزاى
كيست ***** صبحى
كه دم ز شام سيهپوش مىزند
آيا غم كه تنگ كشيدهست
در كنار
***** چاك دلم كه خندهى آغوش مىزند
بيهوش داروى دل غمديدگان
بود ***** آبى
كه اشك بر رخ مدهوش مىزند
[١] حزين لاهيجى؛ زندگى و زيباترين غزلهاى او، مقدمه با تلخيص. لغت نامه دهخدا، مقدمه ديوان لاهيجى به تصحيح ذبيح اللّه صاحبكار.