دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٠٢١ - سيد احمد دهكردى
يكى
ز گرزگران١،
سرش شكسته بهم ***** يكى
تن نازكش زير سُم اسبهاست
حسين «ع» لب تشنه شد
شهيد در راه حق ***** به روز حشر و جزا خداش هم خون بهاست
به دشت كربوبلا خون خدا٢ ريختند ***** تربت پاكش از آن سجدهگه ماسواست
سرادقى٣ را كه بود مطاف روح الامين
***** تمام نيم سوخته ز آتش اشقياست
خيام٤ عصمت كه بود گيسوى حورش طناب ***** گسسته از يكديگر ز ظلم آل زناست
پردهنشينان دين شدند
صحرانشين ***** شدند
زنها اسير غيرت مردان كجاست
حضرت زين العباد به حكم
ابن زياد ***** به
گردن نازنين فكنده غل از جفاست
خاك ستمپيشگان رفت به
باد فنا ***** تربت
پاك حسين «ع» به چشم ما توتياست٥
نيست نشانى ز شمر غير
پليدى بلند ***** ببين رواق٦ حسين چون حرم كبرياست
به كنج بيت الحزن٧ سر به گريبان تن
***** حقيقت نوربخش نشسته در اين عزاست.
[١] گرز گران: گرز سنگين.
[٢] السّلام عليك يا ثار اللّه و ابن ثاره.
[٣] سرادق: خيمه.
[٤] خيام: مأخوذ از تازى، خيمه و سراپرده، و چادر. جمع خيمه است. خيام عصمت منظور سراپردههاى خاندان عصمت و طهارت است.
[٥] توتيا: سرمه.
[٦] رواق: مأخوذ از تازى، پيشگاه خانه.
[٧] بيت الحزن: خانه غم و اندوه.