دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٦٣ - مصطفى قاضى نظام
مصطفى قاضى نظام
مصطفى قاضى نظام متخلّص به «قاضى» فرزند مرحوم اديب العلماء على، به سال ١٣٠٧ ه. ش در تهران متولد شد. دورهى تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در تهران به اتمام رسانيد سپس وارد راهآهن و هنرستان آن گرديد و مدت ٢٥ سال در آن اداره مشغول به كارهاى فنى گرديد و بعد از بازنشستگى به مدت شش سال به عنوان حسابدار در بانك ملت خدمت كرد، و سپس از كار ادارى كنارهگيرى نمود.
قاضى از سن ١٥ سالگى مشغول به سرودن شعر گرديد. او طبعى روان دارد و در انجمن ادبى ايران كه شادروان استاد ناصح آن را اداره مىكرد و ديگر انجمنهاى ادبى تهران شركت داشت. در حال حاضر مدير انجمن ادبى حلال مشكلات على (ع) مىباشد، و روزگار را با شور و حال خويش مىگذراند.
قاضى داراى چندين كتاب شعر و نثر كه بيشتر آن جنبهى مذهبى دارد مىباشد و يك جلد آن در سال ١٣٥٠ شمسى به نام «مظهر حق» به چاپ رسيده است. وى در هر سبكى شعر مىسرايد و اشعار غزلياتش در ٣٢ حروف فارسى است.
-*-
دل من به مِهرِ مهى شد
مُسخّر ***** كه چهرش بُوَد رَشك مهر مُنوَّر
كُنَد خنده رويش به
خورشيد و بر مه *****
زند طعنه مويش به مُشك و به عَنبر
چو خورشيد رويش به بينم
چو ذره ***** كُنَد رَقص روحم ز عشرت به پيكر
به بزمى كه وى نيست در
پهلوى من ***** به من هيچ عشرت نگردد مُيَسّر
بمدح دُرِّ دُرِّج تمكين
و حشمت ***** حسينِ على خسرو بنده پرور
خليلِ جليلِ رَسول
مُكرّم ***** سليلِ نبيلِ بتولِ مُطَّهر
شهِ ملك هستى كه بر درگه
وى ***** نَهد سر پى سجده چرخ مُدوَّر
رسد بر ملك عزت و فخر بىحد ***** ملك هم نهد بر قدوم و رَهش سر
نسيمى كه خيزد ز كوى
نكويش ***** شَوَد صحن گيتى ز بويش مُعطّر
شب و روز خيلِ مَلك بهر
خدمت ***** بكويش مقيمند چون حلقه بر در
بطوفِ حريم عظيمش فرشته ***** بشوق و شعف نيز مىگُسترد پَر
شده هفت دوزخ ز قهرش
مُجَسم ***** شده هشت جنت ز مهرش مُصوَّر
پى بوسه بر درگهش هر
خديوى ***** كُنَد چون سپهر برين پشت چنبر
كسى كو زند بوسه بر
مَرقد وى ***** شفيع گُنه گرددش روز محشر
ز بهر كسى كه كُنَد طوفِ
كويش ***** شَوَد طرفه قصرى بجَنّت مُقرّر
كسى كو به دل نيست مهر
رخِ وى ***** به تن گرددش، هر سرِ موى نشتر
كسى كو كند گريه بهرش به
محشر ***** نصيبش شَوَد جَنّت و شَهدِ كوثر
چه گويم ز جسمى كه غلتيد
در خون ***** قَدِ وى كه بُد رَشك سرو و صنوبر