دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١١٦٣ - صادق سرمد
صادق سرمد
سيّد محمد صادق سرمد فرزند سيّد محمد على، در سال ١٢٨٦ ه. ش در تهران در خانوادهاى روحانى متولد شد. پدر او يكى از مطّلعين و معتمدين و جدش ميرزا نصر اللّه نيز يكى از عرفا و ادباى زمان خود به شمار مىرفت. وى از دانشكده حقوق فارغ التحصيل گرديد. از سن ٣٣ سالگى به وكالت دادگسترى پرداخت و در دورهى ١٨ مجلس شوراى ملى به نمايندگى انتخاب شد.
نبوغ ادبى و شعرى سرمد از يازده سالگى تجلّى نمود چنانچه در نوزده سالگى به عضويت انجمن ادبى ايران انتخاب گرديد و در اكثر انجمنهاى ايران نيز شركت مىكرد.
سرمد تا سال ١٣٢٠ شمسى آثار منثور و منظوم خود را در جرايد و مجلاّت ادبى ايران و هند منتشر كرد. وى امتياز روزنامهى «صداى ايران» را به دست آورد و مدت ٦ سال آن را منتشر كرد. پس از مهر ١٣٢٢ شمسى به همراه چند تن از روزنامهنگاران به كشور انگلستان عزيمت كرد و در اسفند ١٣٢٨ شمسى به عنوان ملك الشعراى دربار جزو ملتزمين شاه به پاكستان رفت و قصايد و قطعاتى به يادگار اين سفر سرود. وى در سرودن انواع شعر به كهن و نو مهارت داشت و در انواع شعر طبع آزمايى نمود.
امّا بيشتر توجّهش به قصيدهسرايى بود.
سرمد در سال ١٣٣٩ شمسى به علت ابتلا به بيمارى سرطان در سن ٥٣ سالگى وفات يافت و در امامزاده عبد اللّه در شهر رى به خاك سپرده شد. او به علت گرايش مذهبى گاهگاهى اشعارى نغز در مديحه و مرثيهى اهل بيت (ع) مىسرود.
ديوان كامل اشعارش در سال ١٣٤٧ شمسى توسط خانوادهاش به چاپ رسيده است١.
-*-
شام عاشورا:
امشب است آن شب كه عالم
غرق شيون مىشود
شيون مرد و زن اندر كوى
و برزن مىشود
شام عاشورا است امشب وز
قضاى ايزدى
سرنوشت روزگار امشب
معيّن مىشود
حق به ظاهر مىشود محكوم
باطل وز قضا
چند روزى سلطنت بر كام
دشمن مىشود
كفر اگر چه پنجهى ايمان
به عدوان بشكند
دولت ايمان به يُمن عدل
ايمن مىشود
تيغ ناپاكان كند از تن
سر پاكان جدا
همچنان بر نيزه بينى سر
كه بىتن مىشود
[١] سخنوران نامى معاصر ايران؛ ج ٣، ص ١٧٦٣.