دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٠٨ - محسن حافظى
محسن حافظى
محسن
حافظى، مدّاح اهل بيت (ع)، فرزند على اكبر، در سال ١٣٣٥ ه. ش در كاشان متولد شد.
وى از كودكى با غم يتيمى مواجه بود و با محروميت خو گرفت. حافظى دربارهى آغاز
شاعرى خود مىگويد: «در پانزده سالگى، توسلى به امام زمان پيدا كردم، احساس نمودم
كه مىتوانم شعر بگويم و اولين شعرم را براى امام زمان (عج) سرودم كه مطلعش اين
است:
«گر
قسمتم شود كه ببينم لقاى تو ***** جان را كنم ز شوق فراوان فداى تو»
شعر حافظى بيشتر در زمينهى نوحه، غزل، مرثيه و مدح خاندان پيامبر (ص) است.
حافظى در انجمنهاى ادبى كمتر شركت مىكند. از آثار او مىتوان «سرود اشك»، «حديث عشق»، «منشور عاشورا»، «شعلههاى سوزان» و جمعآورى آثار برگزيدهى شاعران در چند مجلد را نام برد.١
-*-
اى مظهر اراده و اميد يا
حسين ***** احياگر طريقهى توحيد يا حسين
اى ماه آسمان شهادت،
شهيد عشق ***** مهرت بود تجلى اميد يا حسين
بر سر نهاده افسر سلطانى
جهان ***** هركس غلام كوى تو گرديد يا حسين
گوش دلم به محفل عشاق بىقرار ***** دائم سخن ز وصف تو بشنيد يا حسين
عالىترين حماسهى تاريخ
نهضتت ***** باشد قيام سرخ تو جاويد يا حسين
برگرد ماهروى تو هفتاد و
يك شهيد
***** گرديدهاند زهره و ناهيد يا حسين
در دشت خون چو لاله على
اكبر جوان
***** پرپر به پيش چشم تو گرديد يا حسين
گر نقد جان به نرد وفا
باختى وليك ***** حق جمله خلق را به تو بخشيد يا حسين
زينب پس از شهادت گلهاى
پرپرت ***** داغ تو را به دشت بلا ديد يا حسين٢
***
مهى كه چشم همه اختران
بود سويش
***** فروغ پرتو خورشيد جلوهى رويش
طلايهدار سپاه مجاهدين
عباس ***** كه رهروان ره همتاند ره پويش
فراز قلهى ايثار با
تكاور عشق
***** نهاد پاى كه تا سر نهند بر كويش
به راه عشق و وفا يكهتاز
شطّ فرات ***** ز جان گذشت و جدا شد ز تن دو بازويش
چو بند مشك به دندان
گرفت ساقى بزم ***** بريخت بارش تير از چهار سو، سويش
حماسهساز جهاد فرات مىكوشيد ***** به حفظ آب به تن بود تا كه نيرويش
فروخت هستى و بر تن خريد
تير بلا
***** به كوى عشق نگر همّت بلا جويش
دريغ و درد كه يكتاپرست
وادى عشق ***** شد از عمود، دو تا فرق تا به ابرويش
[١] سخنوران نامى معاصر ايران؛ ج ٢، ص ١٠٤٦.
[٢] همان؛ ص ١٠٤٧.