دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٦٨٣ - مرضيه موفق
مرضيه موفّق
مرضيه موفق شورچه در سال ١٣٥٤ ه. ش در مشهد متولد شد. تحصيلات خود را تا ديپلم ادامه داد و از سال ١٣٧٢ شمسى شروع به سرودن اشعار نمود. خود مىگويد: «ريشههاى شاعريم با اترك خروشان پيوند خورده است و بيشتر در غزل و چهار پاره تنفس مىكنم و دغدغههاى شعرهايم بيشتر جنبههاى مذهبى و اجتماعى دارد». اشعارش به صورت پراكنده در نشريات داخلى استان انتشار يافته است.
-*-
خوشهاى صداى زخمت را
هيچ حلقى، وجين نخواهد كرد *****
گرچه دستى به كاروان سكوت، خيمه در پاى دين
نخواهد كرد
آينه گريه مىكند با من
بر غروب هرآنچه خورشيد است *****
تا قيامت ز شرم اين تصوير گريهاى اين چنين
نخواهد كرد
كوه ترديد مىكند بر
گرد، آسمان چكّهچكّه مىبارد *****
ردّ پاى دوباره آمدنت چشم و دل را اجين نخواهد
كرد
ذو الجناح شكسته مىآيد
يال در يال باد آشفته است *****
سر به زير نجابتى خونين شيههاى بعد از اين
نخواهد كرد
مىروم تا نماز را امروز
با امام عطش اقامه كنم ***** گرچه روح زمينىام را او در صف مؤمنين نخواهد كرد
***
تقدير:
تقدير من اى عشق فرو
ريخته در باد! *****
پوسيدهترين پردهى آويخته در باد
من در پى يك تشنگى ناب
دويدم ***** شايد كه به شوقى برسم ريخته در باد
آوارترين سقف منم چلچلهاى
كو؟ ***** تا پر بزند در تب آميخته در باد
هرچند به آغوش قفس خو
نگرفته است *****
اين كفتر زخمى كه پرى ريخته در باد
در خلوت آشوب دل خويش
اسير است
***** تا باز رسد فصل برانگيخته در باد١.
زيارت عاشورا:
بغضم پر از تهاجم باران
است، در هالهى زيارت عاشورا
وقتى صداى نافلهام گم
شد، در ازدحام غارت عاشورا
ظهرى كه ربّناى اذان
پيچيد، حلق از زبانههاى عطش پر شد
خون از شكاف حنجره عصيان
كرد، جارى به روى وسعت عاشورا
وقتى كه از چكاچك
شمشيرش، خون در رگان حادثه مىغلتيد
عطر گلوى زخمى او آمد،
از شش جهت عيادت عاشورا
آن شب زمين سرخ و عطش
ديده تا ذو الجناح خسته شهيد آورد
سر از شكوه سجدهى خود برداشت،
تا بنگرد رسالت عاشورا
بالاتر از زمين و زمان
خورشيد، بر ارتفاع نيزه دعا مىخواند
با آن شكوه حنجرهى
سرخش، در امتداد غربت عاشورا
شب از قفاى خيمه نمايان
شد، شب در هواى مستى خود مىزد
با تازيانههاى تسلسلدار،
بر چهرهى صداقت عاشورا
گرچه غبار تلخ فراموشى،
باريده بر زلالى باورها
از ذهن پير كوفه نخواهد
رفت، داغ عظيم رؤيت عاشورا
[١]رستاخيز لالهها؛ ص ١٥٨.