دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٩٠ - كمال الدين حسين خوارزمى
كمال الدّين حسين خوارزمى
كمال الدّين فرزند شيخ شهاب الدّين حسين از اولاد شيخ بزرگوار برهان الدّين قليچ است. او از متأخران سلسلهى عليّهى همدانيه بوده و ظاهرا بعد از او كسى از اين طايفه به مقام عالى ترقّى ننموده است.
-*-
مدح اهل بيت (ع):
امير جمله مردان و صاحب ناموس ***** ولى شير خدا كار ساز روز عبوس
شهى كه در نظر همّتش
حقير بود
***** هزار ملك سليمان و گنج دقيانوس١
چو ذو الفقار گرفتى به
كف به روز مصاف ***** به
خاك تيره فكندى هزار تن ز رؤس
چنان به تارك هشام تيغ
قهر براند ***** كه
شد ز فرق سر او دو نيم تا قربوس٢
نماز و روزه و حج و زكوة
بىمهرش
***** به روز حشر همه زرق باشد و سالوس٣
كمال جلوهى طاووس را از
آن چه زيان ***** كه
ابلهى بگزيند غراب٤ بر طاووس
اگر به غير على (ع)
التجا برى دانم ***** كه
روز حشر نيابى امان ز ضرب دبوس٥
رسول در شب اسرى برون ز
كون و مكان ***** طلوع نور على ديد در مكان جلوس
ثنا و مدحت او گفت در
همه قرآن
***** هزار جاى فزونتر مهيمن قدوس
كسى كه مهر على را به
جان و دل نخريد ***** يقين كه نسل يزيد است و نطفهى جاموس٦
هزار لعنت حق بر يزيد و
قوم يزيد ***** كه
دين ز دست بدادند از براى فلوس٧
براى منصب دنيا بر اهل
بيت رسول
***** كشيد تيغ يزيد لعين و شمر نحوس٨
بهشت و حور براى مواليان
على است
***** حرام باد بر اعداش مال و عمر و عروس
مرا رسد كه به تيغ محبّت
حيدر
***** برآورم همگى مغز دشمنان چو سبوس
ميان جمله محبّان آل
پيغمبر (ص) ***** به مدحت اسد اللّه (ع) مىنوازم كوس
مراست دين درست و تراست
جهل و نفاق ***** كه عود را نه بدابسته ز هيمهى سوس٩
ز بعد احمد و حيدر امام
دانى كيست؟ ***** حسن
بود به حقيقت حسين شاه فروس١٠
[١] دقيانوس: امپراتور روم معاصر اصحاب كهف.
[٢] قربوس: كوههى زين.
[٣] سالوس: تملّق، فريب و مكر.
[٤] غراب: كلاغ.
[٥] دبوس: گرز آهنى.
[٦] جاموس: گاوميش.
[٧] فلوس: پول سياه.
[٨] نحوس: شوم و ناميمون.
[٩] سوس: گياه شيرين بيان.
[١٠] فروس: شير بيشه.