دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٩٥٤ - نيّر تبريزى
پيك
پيام دوست به در حلقه مىزند ***** اى
جانِ بر لب آمده، لختى به در شتاب
چون تير كين عنان قرارش
ز كف ربود
***** كرد از سمند باديه پيما تهى ركاب
آمد ندا ز پردهى غيبش
به گوش جان ***** كاى داده آب نخل بلا را ز خون ناب
مقصود ما ز خلق جهان
جلوهى تو بود ***** بعد
از تو خاك بر سر اين عالم خراب
گر سفلگان به بستر خون
داد جاى تو
خوش باش و غم مخور، كه
منم خونبهاى تو
٨
تيرى كه بر دل شه گلگون
قبا رسيد
***** اندر نجف به مرقد شير خدا رسيد
چون در نجف ز سينهى شير
خدا گذشت
***** اندر مدينه بر جگر مصطفى رسيد
زان پس كه پردهى جگر
مصطفى دريد ***** داند خدا كه چون شد از آن پس، كجا
رسيد
هر ناوك بلا كه فلك در
كمان نهاد ***** پر
بست و بر هدف، همه در كربلا رسيد
يكباره از فلاخن آن دشت
كينه خاست ***** آن
سنگهاى طعنه كه بر انبيا رسيد
با خيل عاشقان چو در آن
دشت پا نهاد ***** قربانى
خليل به كوه منى رسيد
آراست گلشنى ز جوانان گل
عذار
***** آبش نداده، باد خزان از قفا رسيد
از تشنگى ز پا چو در
آمد، به سر دويد ***** چون
بر وفاى عهد الستش ندا رسيد
از پشت زين، قدم چو به
روى زمين نهاد
افتاد و سر به سجدهى
جان آفرين نهاد
٩
گفت اى حبيب دادگر، اى
كردگار من ***** امروز
بود در همه عمر انتظار من
اين خنجر كشيده و اين
حنجر حسين
***** سر كو نه بهر توست نيايد به كار من
گو تارهاى طرهى اكبر به
باد رو
***** تا باد توست مونس شبهاى تار من
گو بر سر عروس شهادت
نثار شو
***** درّى كه بود پرورشش در كنار من
خضر ار ز جوى شير چشيد
آب زندگى ***** خون
است آب زندگىِ جويبار من
عيسى اگر ز دار بلا زنده
برد جان
***** اين نقد جان به دست سر نيزهدار من
در گلشن جنان به خليل اى
صبا بگو
***** بگذر به كربلا و ببين لالهزار من
در خاك و خون به جاى
ذبيح مناى خويش ***** بين نوجوان سروقد و گل عذار من
پس دختر عقيلهى ناموس
كردگار
نالان ز خيمه تاخت به
ميدان كارزار
١٠
كاى رايت هدى، تو چرا
سرنگون شدى؟ ***** در
موج خون چگونه فتادى و چون شدى؟
اى دست حق كه علت ايجاد
عالمى
***** علت چه شد كه در كف دو نان زبون شدى؟