دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٠٧٥ - علامه كمپانى
امشب
نواى تسبيح، از شش جهت بلند است ***** فرياد
وا حسينا، تا نُه رواق فرداست
امشب به نور توحيد،
خرگاه شاه روشن ***** در
خيمه آتش كفر، دود نفاق فرداست
امشب ز روى اكبر، قرص
قمر هويداست ***** آسيب انشقاق از تيغ شقاق فرداست
امشب شگفته اصغر، چون گل
به روى مادر ***** پيكان و آن گلو را، بوس و عناق فرداست
امشب خوشست و خرّم،
شمشاد قّدِ قاسم ***** رفتن
به حجلهى گور، با طمطراق فرداست
امشب نهاده بيمار، سر
روى بالش ناز ***** گردن
به حلقهى غل، پا در وثاق فرداست
امشب به روى ساقى،
آزادگان گشاده ***** بند گران دشمن، بر دست و ساق فرداست
امشب نشسته مولا، بر
رفرف عبادت ***** پيمودن
ره عشق، روى براق فرداست
امشب شب عروجست، تا بزم
قاب و قوسين ***** هنگام رزم و پيكار يوم السباق فرداست
امشب شه شهيدان آمادهى
رحيل است
***** ديدار روى جانان يوم التلاق فرداست
امشب بگو به بانو، يك
ساعتى بيارام ***** هنگامهى
بلاخيز، ما لا يطاق فرداست
امشب قرين يارى، از چيست
بيقرارى
***** دل گر شود ز طاقت، يكباره طاق فرداست١
***
مدح ابى الفضل (ع):
دل شوريده نه از شور
شراب آمده مست ***** دين
و دل ساقى شيرين سخنم برده ز دست
ساغر ابروى پيوستهى او
محوم كرد ***** هر
كه را نيستى افزود به هستى پيوست
سرو بالاى بلندش چه
خرامان مىرفت ***** نه صنوبر كه دو عالم به نظر آمده پست
قامت معتدلش را نتوان
طوبى خواند ***** چمن (فَاسْتَقِمْ)٢ از سرو قدش رونق بست
لالهى روى وى از گلشن
توحيد دميد ***** سنبل روى وى از روضهى تجريد برست
شاه اخوان صفا ماه بنى
هاشم اوست
***** شد در او صورت و معنى به حقيقت پيوست
ساقى بادهى توحيد و
معارف عبّاس ***** شاهد
بزم ازل شمع شبستان الست
در ره شاه شهيدان ز سر و
دست گذشت ***** نيست
شد از خود و زد پا به سر هرچه كه هست
رفت در آب روان ساقى و
لبتر ننمود ***** جان
به قربان وفادارى آن بادهپرست
صدف گوهر مكنون هدف
پيكان شد ***** آه
از آن سينه و فرياد از آن ناوك و شست
سرش از پاى بيفتاد و دو
دستش ز بدن ***** كمر
پشت و پناه همه عالم بشكست
شد نگون بيرق و شيرازهى
لشكر بدريد ***** شاه دين را پس از او رشتهى اميد گسست
نه تنش خسته شد از تيغ
جفا در ره عشق ***** كه دل عقل نخست از غم او نيز بخست
حيف از آن لعل درخشان كه
ز گفتار بماند ***** آه
از آن سرو خرامان كه ز رفتار نشست
يوسف مصر وفا غرقه به
خون «وا اسفا» ***** دل ز زندان غم او ابد الدهر نرست٣
***
[١] همان؛ ص ٩٠.
[٢] اشاره به آيه ١١٢ سوره هود، استقامت كن چنانكه فرمان يافتهاى.
[٣] همان؛ ص ١١٧.