دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١١٩٢ - احمد ناظرزاده كرمانى
احمد ناظرزاده كرمانى
دكتر احمد ناظرزاده فرزند محمّد ناظر در سال ١٢٩٦ ه. ش. در كرمان متولّد شد. در روز دوشنبه دوم فروردين ماه ١٣٥٥ شمسى در تهران بدرود حيات گفت و در ابن بابويه به خاك سپرده شد.
او دكتراى رشتهى ادبيات فارسى دانشگاه تهران بود، كه به تدريس در مقاطع دانشگاهى اشتغال داشت. در بين طبقات مردم محبوبيتى وافر داشت و عمرش را به تحقيق و مطالعه و امور عام المنفعه مىگذارند. سخنرانىهاى وى از راديوى ايران نيز مورد توجه خاص و عام بود.
از آثار او مىتوان به اين عناوين اشاره كرد: «داستانهاى اخير»، «رقص با خنجر»، «قهرمانان گيلان»، «دختر شامگاه»، «برفراز سيحون»١.
-*-
رضاى حق:
اى ياد تو در عالم آتش
زده بر جانها ***** هرجا
ز فراق تو چاك است گريبانها
نامت چو به لب آيد
همواره بود با آه ***** از
شوق تو در دلها برپا شد طوفانها
پروانهى بىپروا يعنى
تو كه در وصفت ***** بر
منبر شاخ گل بلبل زده دستانها
اى گلشن دين سيراب با
اشك محبّانت ***** از
خون تو شد رنگين هر لاله به بستانها
بسيار حكايتها گرديده
كهن اما ***** جانسوز
حديث تو تازهست به دورانها
هر چند پريشانى شد حاصل
عشاقت
***** با ياد تو از هر سو جمعند پريشانها
يك جان به ره جانان دادى
و خدا داند ***** كز ياد تو چون سوزد تا روز جزا جانها
در دفتر آزادى نام تو به
خون ثبت است ***** شد
ثبت به هر دفتر با خون تو عنوانها
اين سان كه تو جان دادى
در راه رضاى حق ***** آدم به تو مىنازد اى اشرف انسانها
قربانى اسلامى با همت
مردانه ***** اى
مفتخر از عزمت همواره مسلمانها
قربانگه عشق تو شد قبلهى
اهل دل ***** زين
كعبهى جان افزا آرايش ايمانها
عشّاق بلا پرور خود را
چو برند از ياد ***** با دوست چنين بندند بىواسطه پيمانها
مدح تو كه يارد گفت اى
سرور جانبازان ***** كاين وصف نمىگنجد در دفتر و ديوانها
***
اصحاب
حسين (ع):
از ازل عشق روانپرور و
جان افزا بود ***** گرمى عالم از اين برق جهان آرا بود
چون حسين بن على پاى در
اين عرصه نهاد ***** شهد
اللّه كه دلدادهى بىپروا بود
مكتب عشق سرافرازى
جاويدان يافت ***** ز
اوستادى كه در اين مرحله بىهمتا بود
[١] سيماى شاعران؛ ص ٥١٦.