دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٩٣ - سيمين دخت وحيدى
سيمين دخت وحيدى
سيميندخت وحيدى فرزند عباسعلى به سال ١٣١٢ ه. ش در «جهرم» فارس به دنيا آمد. وى يكى از چهرههاى ماندگار ادب فارسى است و شعر گفتن را از سن هفده سالگى آغاز كرده است. دوران ابتدايى و متوسطه را در شهر جهرم گذراند، سپس به شهر تهران مهاجرت كرد. آخرين مدرك تحصيل وى معادل كارشناسى ادبيات مىباشد. وى در حوزهى هنرى، آموزش و پرورش، تربيت معلم خدمت كرده است. قبل از انقلاب شعرهاى سياسى و پس از آن اشعارش در رابطه با انقلاب، حضرت امام (ع)، رزمندگان و... مىباشد اشعارش داراى اصالت اخلاقى و مايههاى خاص عرفان اسلامى است و از تمامى آنها بوى فارس و رايحهى دلانگيز شعر حافظ و سعدى استشمام مىشود. سخنش محكم و استوار و دقيق است. وى از شاعران غزلسرا است و عضو رسمى حوزهى هنرى سازمان تبليغات اسلامى و سردبير ماهنامهى كوثر است. تاكنون هفت اثر از وى به چاپ رسيده است كه از آن جمله «هور»، «يك آسمان شقايق»، «حس مىكنم زندگى را»، دو كتاب «منتخب ادبيات به نظم و نثر» و اشعار متفرقه مىباشد و دو مجموعه اشعار آزاد نيز در دست چاپ دارد.
هم اكنون سرپرستى انجمن شعر بانوان كه ماهانه تشكيل مىشود را بر عهده دارد. او علاوه بر شاعرى در زمينهى نقاشى نيز قدرت و مهارتى خاص دارد.
-*-
از بلا پروا كجا دارد دل
دريايىات ***** راه بر توفان ببندد قامت سينايىات
سينهات جولانگه امواج
توفان بلاست ***** شور اقيانوس دارد ديدهى دريايىات
در نگارستان چشمت، نقش
مىبندد بهار *****
مىكند روشن جهان را چهرهى زهرايىات
حامل منشور خونين حسينى،
زينبا! *****
جاودان جوش است نور چشمهى دانايىات
تا ابد پر مىگشايد بر
فراسوى زمان ***** چون عقابى خشمگين، فرياد عاشورايىات
در زلال ديدهى آيينهها
تصوير توست ***** مانده حيران چشم عالم از جهان آرايىات
در بيابان عطش گر
پاگذارى هر نفس ***** صد گلستان گل شكوفد از دم عيسايىات
دشمن از نطق على وارث به
خود لرزد چو بيد ***** سامرى رسوا شود با معجز موسايىات
همچنان خورشيد مىتابد
به عالم قرنهاست ***** در ميان تيرگىها نور روشن رايىات
***
نينواى زخمت:
ناله مىكند نايم نينواى
زخمت را ***** جار مىزند جانم جاى جاى زخمت را
هرچه مىروم انگار نيست
خط پايانى ***** يا كه من نمىبينم انتهاى زخمت را
شعله شعله مىسوزم دجلهدجله
مىگريم
***** بوسه مىزنم اى ماه ردّ پاى زخمت را
گر نبودم آن لحظه در
صفوف يارانت *****
مىزنم ولى فرياد ماجراى زخمت را
مىبرم به هر سنگر روى
شانه باور ***** هم لهيب پيغامت هم صداى زخمت را