دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٩٤ - سيمين دخت وحيدى
اى
بهار ايمانم در غم تو چشمانم ***** لختهلخته مىبارد پارههاى زخمت را
در غدير اگر افشاند بذر
سرخ عاشورا ***** ديده بود از اول عشق كربلاى زخمت را١
***
دلم به سمت تو كوچيد چون
پرستوها ***** نساخت لانه به بالاى برج و باورها
غزال زخمى عشق توأم كجا
گيرد ***** دلم قرار بجز با تو در فراسوها
بزن به سينه مرا اى به
جان خريده بلا! *****
هزار تير بلا از كمان ابروها
مرا به آتش شرمى كه روى
پيشانىست ***** نگاه كن به قيامت! نه با ترازوها
ز ابر رحمت خود، در وقوع
رستاخيز
***** ببار بر سر من از دل هياهوها
تو را به العطش كودكان
قسم، اى ماه ***** بگير دست مرا با بريده بازوها
مرا پناه ده اى هاشمى
نسب، عباس! *****
به زير سايهى خود چون رميده آهوها ***
ناگاه باغ سبز پيمبر
سوخت ***** آيينه شجاعت حيدر سوخت
آتش گرفت فاطمه را گلزار ***** سرو بلند قامت اكبر سوخت
در حجم نينواى عطش پرورد ***** يك باغ از تبار صنوبر سوخت
رگبار فتنه از همه سو
باريد ***** يك دشت لالههاى معطّر سوخت
از بوستان خرّم پيغمبر ***** سر بركشيده نخل تناور سوخت
فرياد العطش به هوا
برخاست ***** پرواز، روى بال كبوتر سوخت
مردى كنار علقمه در خون
خفت ***** زين درد و داغ، جان برادر سوخت
بر روى دستهاى پدر طفلى ***** لب تشنه چون شقايق پرپر سوخت
هر سينهاى كه بوى خدا
مىداد ***** در معرض شقاوت خنجر سوخت
خورشيد تابناك، به خاك
افتاد ***** يك آسمان تلألؤ اختر سوخت
هفتاد و دو ستاره
نورافشان
***** در يك فضاى تبزده يكسر سوخت
از بس كه سوز حادثه وسعت
داشت ***** شعر و كلام و خامه و دفتر سوخت
در راه عشق خالق بىهمتا ***** آن كس كه بود از همه بهتر سوخت
[١] گزيده ادبيات معاصر، مجموعه شعر ١٨، ص ٤٠.