دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٠٢٠ - سيد احمد دهكردى
سيّد احمد دهكردى
سيّد احمد فرزند سيّد محمّد باقر ملقّب به رحمتعليشاه در سال ١٢٨٥ ه. ق در شهر كرد متولد شد و در اصفهان نشأت يافت دهكردى اصفهانى از اقطاب صوفيه و اكابر عرفا از علماى اماميه است.
پس از اخذ علوم اوليه در نزد آخوند ملا محمد حسين دهكردى دايى خود، آخوند كاشى و ميرزا محمد حسن نجفى و برادر خود و ديگران راهى عتبات عراق گرديد و در كربلا فقه و اصول را از حوزهى ميرزا علينقى حائرى و فلسفه را از حوزهى شيخ علامه حائرى فرا گرفت و مدتى در نجف اشرف در حوزهى درس آخوند ملا محمد كاظم خراسانى صاحب كفايه به مقام علمى و درجه اجتهاد نايل گرديد. سپس به اصفهان بازگشت و به ترويج تصوّف و عرفان پرداخت و از اقطاب سلسلهى خاكساريه بود و در محلهى «در كوشك» اصفهان خانقاه داشت و جمعى از محضرش بهره مىبردند.
سيّد احمد در دوازدهم جمادى الاوّل سال ١٣٣٩ ه. ق. در اصفهان وفات يافت و در محلهى «در كوشك» در كوچهى باغ حرم در بقعهاى مخصوص به خاك سپرده شد.
دهكردى آثار و تأليفات بسيارى از خود به يادگار باقى گذاشته است و از مشهورترين آنها كتاب «آغاز حقيقت»، «برهان حقيقت نامه»، «رشحات رحمت»، «ديوان فنايى»، «مثنوى در شرح آيهى نور»، «مثنوى در شرح سؤال كميل بن زياد از حضرت على (ع)» در معنى حقيقت، «منطق الطير منظوم» در شرح هفت وادى، «ديوان شعر» و غيره١.
-*-
باز محرم شد و لواى٢ ماتم به پاست ***** ماتم سلطان عشق شهيد كرب و بلاست
به عرش٣ و خلد برين فرقهى كروبيّان٤
***** حلقهى ماتمزده، صاحب ماتم خداست
پيمبران سر به سر لباس
نيلى٥ به بر ***** شال عزاى سياه به گردن مصطفى «ص» است
موىكنان در زمين زنان ماتمزده
***** مويهكنان٦ در سماء حضرت خير النساست
ز جور اعداى دون گشته
فلك نيلگون ***** ر طشت افق پر ز خون از جگر مجتبى٧ ست
سفر نما از حجاز، بساز
ساز عراق
***** شور حسينى ببين بلند از نينواست
به قتلگاه اندرآ، جلوهى
عشاق بين
***** يكى جدا دست او، يكى سر از تن جداست
يكى به چشمان او نشسته
پيكان تير
***** يكى ز ظلم عدو بريده سر از قفاست
يكى مكيدست تير به جاى
پستان شير
***** يكى ز خون گلو چو سرو گلگون قباست
[١] تذكرة القبور؛ ص ١١٤. معجم الرجال الفكر؛ ج ٢، ص ٥٨٢.
[٢] لوا: درفش و رايت و علم لشكر.
[٣] عرش: تخت، آسمان نهم.
[٤] كروبيّان: فرشتگان مقرّب.
[٥] نيل: مأخوذ از سنسكريت، يك نوع گياهى كه آن را وسمه و رنگ به تازى كتم و سدوس گويند و ماده ملونهاى كه از برگ اين گياه به دست مىآورند در رنگرزى به كار مىبرند، و نيلى يعنى به رنگ نيل كه كبود است و لباس نيلى يعنى لباس عزا.
[٦] مويهكنان: نالهكنان.
[٧] منظور حضرت امام حسن «ع» مىباشد.