دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٨٥٩ - وصال شيرازى
وصال شيرازى
ميرزا محمد شفيع شيرازى معروف به ميرزا كوچك و متخلّص به «وصال» از بزرگترين شعرا و غزلسرايان مشهور اوايل دورهى قاجاريه است، كه به سال ١١٩٧ ه ق. در شيراز متولد شد. خاندانش در دورهى صفويان و افشاريان و زنديان به اعمال ديوانى مشغول بودند. وصال در دورهى جوانى مدتى سرگرم تحصيل ادب خط به ويژه خط نسخ و هنرهاى زيبا، موسيقى و سير در مقامات عرفانى بود. وصال علوم متداول زمان را در نزد برخى دانشمندان همچون ميرزا ابو القاسم سكوت فرا گرفت. خود نيز فرزندانى چون وقار، ميرزا محمود طبيب متخلّص به حكيم، ميرزا ابو القاسم فرهنگ و داورى و يزدانى كه همه اهل علم و هنر بودهاند تربيت كرد كه نام وى و خاندان وصال را پر آوازه ساختند.
وى در ساختن مثنوى مهارت داشت و داستان «فرهاد و شيرين» را كه وحشى بافقى (متوفى به سال ٩٩١ ه) آغاز كرده بود به پايان رسانيد. ديوان وى شامل قصايد، غزليات نغز و لطيف و مثنويها و نيز مدايح و مراثى بسيار است. كتابى نيز در ترجمه و شرح و نظم «اطواق الذهب» زمخشرى دارد.
وصال به سال ١٢٦٢ ه ق. در شيراز درگذشت. او به خاطر ارادت خاص و اعتقاد راستين به پيامبر اكرم (ص) و خاندان او (ع) اشعار سوزناك و تركيب بندهاى استادانهاى در مصائب حضرت سيّد الشهدا و اهل بيت عصمت و طهارت دارد. مرثيههاى شورانگيز او كه به سبك و روش محتشم كاشانى است به شهرت ادبى او افزوده است.١
-*-
تركيببند: مصائب خامس اصحاب كساء (ع):٢
١
اين جامهى سياه فلك در
عزاى كيست؟ ***** وين جيب چاك گشتهى صبح از براى كيست؟
اين جوى خون كه از مژهى
خلق جارى است ***** تا
در مصيبت كه و در ماجراى كيست؟
اين آه شعلهور كه ز
دلها رود به چرخ ***** ز اندوه دل گداز و غم جانگزاى كيست؟
خونى اگر نه دامن دلها
گرفته است ***** اين
لَختِ دل به دامن ما، خونبهاى كيست؟
گر نيست حشر و در غم
خويش است هركسى ***** در آفرينش اين همه غوغا براى كيست؟
شد خلق مختلف ز چه با
نوحه متّفق؟ ***** اينگونه
جنّ و انس و ملك در عزاى كيست؟
هندو و گبر و مؤمن و
ترسا به يك غمند ***** اين جانِ از جهان شده ناآشناى كيست؟
ذرّات از طريق صدا ناله
مىكنند ***** تا
اين صدا ز نالهى اندُه فزاى كيست؟
صاحب عزا كسى است كه دلهاست
جاى او
***** دلها جز آنكه مونس دلهاست جاى كيست؟
آرى خداست در دل و صاحب
عزا خداست
زان هر دلى به تعزيهى
شاه كربلاست
[١] مراثى وصال؛ از صبا تا نيما، ج ١، ص ٤٠ و ٤١. فرهنگ معين. فارسنامهى ناصرى؛ ج ٢، ص ٩٩٠ و ٩٩٥.
[٢] گلشن وصال؛ ص ٣٠-٤٢.