دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥١٣ - سيد حسن حسينى
سيد حسن حسينى
سيد حسن حسينى، در سال ١٣٣٥ ه. ش در محلهى سلسبيل تهران ديده به جهان گشود. اصل وى از شهر اورازان است.
تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در تهران به انجام رسانيد و در اوايل انقلاب اسلامى به دانشگاه راه يافت و به دريافت ليسانس تغذيه نايل آمد و دكتراى ادبيات فارسى را هم در دانشگاه آزاد به اتمام رسانيد و هم اكنون در دانشگاههاى تهران به تدريس اشتغال دارد.
حسينى از شاعران فعال انقلاب اسلامى است او و عدهاى شاعر جوان در اوايل انقلاب انجمنى به نام حوزهى هنرى انديشهى اسلامى تشكيل دادند. وى با اينكه انواع قالبهاى شعرى را تجربه كرده امّا رباعىهاى او حال و هواى ديگرى دارد.
حسينى به زبان عربى آشنايى كامل دارد و تا به حال چند كتاب از اين زبان به فارسى برگردانيده است. از آثار اوست: «همصدا با حلق اسماعيل» مجموعه شعر، «برادهها» مجموعهى نثر ادبى «گنجشك و جبرئيل» مجموعهى شعر نو، ترجمهى «حمّام روح» از جبران خليل جبران. ترجمه مجموعهاى از شعر نو معاصر عرب با همكارى موسى بيدج به نام «نگاهى به خويشتن».
-*-
آن دم كه ز رزمگاه خود
باره كشيد ***** آن نعرهى عاشقى دگر باره كشيد
لبيك گلوى كودك شش ماهه ***** خون بود كه تا ستاره فوّاره كشيد١
*
كس چون تو طريق پاكبازى
نگرفت ***** با زخم نشان سرفرازى نگرفت
زين پيش دلاور كسى چون
تو شِگفت
***** حيثيّت مرگ را به بازى نگرفت
***
كوه از كمر شكست:
به گونهى ماه
نامت زبانزد آسمانها بود
و پيمان برادريت
با جبل نور
چون آيههاى جهاد
محكم *
تو آن راز رشيدى
كه روزى فرات
بر لبت آورد
[١] هديه عشق؛ ص ١١٧.